تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و آن پشيمانى حكم نوش داروى سهراب داشت و لطيف خواجه مير شكار را نزد ميرزا فرستاده و مژدهء عفو تقصيرات داده از رفتن او در اولكهء اوزبكيه مانع مىآيند و ميرزا محمّد حكيم عهد و قول دولتخواهى به حضور او مىكند و على محمّد اسب را همراه ساخته به درگاه مىفرستد و كابل را به ميرزا بخشيده و اردو را گذاشته به ايلغار به جلال‌آباد كه اردوى بزرگ در آنجا بود معاودت مىنمايند . در اين وقت خواجگى محمّد حسين برادر محمّد قاسم خان مير بحر كه از امراى معتبر ميرزا بود به ملازمت مىپيوندد و از جلال‌آباد فوجى براى تاخت و باخت دامن كوه كتور مشهور ملك كفار نامزد گردانيده منزل به منزل در دوازدهم شعبان به كنار سندساگر مىرسند و در آنجا از پل به يك روز گذشته و تمام اردو را گذرانيده به كوچ‌هاى پياپى در سلخ رمضان به لاهور شتافتند و حكومت پنجاب را باز به سعيد خان و راجه بهگوان داس و مان‌سنگه گذاشتند و در ميان هر دو آب در پنجاب براى تحقيق معاملات أئمّهء آن صوبه صدرى معين ساختند كه ملا الهداد امروهه و ملا الهداد نبوى سلطان‌پورى و ملا شاه محمّد شاه‌آبادى و ملا شيرى شاعر باشند و اول و رابع به نيك نفسى و ثانى و ثالث به بدنفسى شهرت يافتند و ملا شاه محمّد به شيخ اسحاق كاكوى عالم متورّع متّقى به آن عظمت پروانه نوشته كه
يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ
و در ميان دو آب شيخ فيضى را صدر ساختند و آن طرف گنگ حكيم همام و صدر پاىتخت حكيم ابو الفتح را گردانيدند و چون به پانىپت رسيدند در اين منزل شهباز خان كه در مدت غيبت از كرهى راست تا پنجاب ممالك محروسه را به‌طور خود جايگير مردم ساخته و هركه را هر منصبى كه خواسته داده بود با طمطراق و كرّ و فر آمده ملازمت كرد و چون از وى سبب اين جرأت پرسيده‌اند جواب داده كه اگر اين‌چنين دلاساى سپاهى نمىكردم همه به يك قلم برگشته بودند ، حالا ملك از شما و سپاهى از شما . به هركه هرچه دانيد بدهيد و از هركه خواهيد منصب و جايگير بازگيريد .
ز هركه خواهى بستان به هركه خواهى ده
و در بيست و پنجم شوال به دهلى تشريف آوردند و شاهزادهء خرد و بيگمان به استقبال آمدند و در پنجم ذى قعده به مستقر خلافت رسيدند و در اين سفر چون