تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
حسن راضى نيست كه او را به بدخشان برده و من از كرده بسيار پشيمانم .
كرده‌ام توبه و از كرده پشيمان شده‌ام * كافرم باز نگويى كه مسلمان شده‌ام
و در پانزدهم جمادى الثانى از آب نيلاب گذشته خواجه نظام الدين احمد را در جلال‌آباد به ايلغار نزد شاهزاده شاه مراد و امرا فرستادند و فرمودند كه كنكاش را به ما گفته فرستد . عرض كردند كه آمدن به ايلغار عين مصلحتى است و از آنجا هم نظام الدين احمد و هم حاجى حبيب الله به اتفاق آمده در پشاور پيغام‌هاى خويش آوردند . نظام الدين احمد گفت اگرچه امرا به زبان قال مىگويند كه ما كافىايم ، اما به زمان حال همه اين مىگويند كه فتح در قدم حضرت است و شاهزاده سلطان سليم را با راجه بهگوان داس « 1 » و قاضى على مير بخشى در اردو گذاشته و هر روز بيست بيست كروه راه طىّ كرده جريده در موضع سرخاب به پانزده كروهى اردوى شاهزاده مراد رسيده بود كه ميرزا محمّد حكيم در هفت كروهى كابل به موضع خرد كابل نام با برادرزاده كه حكم شاه بچهء شطرنج كبير داشت ، جنگ مردانه كرده آخر راه فرار پيش‌گرفته ، داعيه داشت كه پناه به عبد الله خان اوزبك برد ، شاهزاده به كابل درآمد و پيش از جنگ به يك روز فريدون خان بر چنداول لشكر شاهزاده ريخته و مردم بسيار به قتل رسانيده خزينهء قليج خان و ديگر امرا غارت كرده غنيمت وافر برده بود و حاجى محمّد نام احدى كه از ملازمت بداكچوكى رفته بود در وقت تاراج بدانجا مىرسد و اين حال را مىبيند و بازگشته در سرخاب اين قضيه را نامشخص به عرض مىرساند و باعث پريشانى خاطر مىگردد و روز ديگر كه از آنجا كوچ مىكنند خبر فتح مىآيد و دهم ماه رجب به قلعهء كابل درمىآيند و هفته‌يى به سير باغ‌هاى آن شهر مىگذرانند و چون از مردم معتبر ميرزا محمّد حكيم قضيهء فرمان شاه منصور را پرسيده تفحص بسيار مىنمايند ، چنان معلوم مىشود كه آن جعل و لباس را كرم الله برادر شهباز خان به اتفاق بعض امرا كرده و آن خطّ اخير نيز كه سبب قتل او شده ساختگى امرا بوده و ندامت و تأسف بسيار بر قتل شاه منصور مىخوردند .
قتل شريفت كه مدعا بود * شد باعث آن امداد مردم
هامش
( 1 ) . متن فارسى : بهگونته داس
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 205 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى