تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بادفروش را براى دلاساى معصوم خان فرنخودى روانه اوده گردانيدند و بعد از رخصت وزير خان خواجه شاه منصور را از قيد برآورده باز به ديوانى منصوب ساختند و نيابت خان از استماع خبر اين لشكر از كره به جانب قصبه گشت ، از توابع ولايت پتنه روانه گرديد و امرا از آب گذشته خود را به سرعت به او رسانيدند و او بازگشته به حرب پيش آمد و تنها با چندين امرا آن‌چنان جنگ و تردد كرد كه فوق آن متصور نباشد و افواج را زيروزبر ساخته ، شيخ جمال را در ميدان از اسب به زمين آورد و باز خلاص بخشيد و بالاخره هزيمت يافته در اوده پيش معصوم خان رفت و عرب بهادر نيز در اين وقت از شهباز خان شكست يافته پناه به او آورد و شهباز خان به تعاقب عرب اولا به جونپور و از آنجا به اوده آمد و معصوم خان كه سامان جنگ به مثابه‌يى داشت كه به طريق مبالغه يك مرتبه به پادشاه ايران و توران هم مقابله مىتوانست نمود و سى چهل علم و طوغ و نقاره در لشكر او بود و يراق ديگر بر اين قياس به محاربهء شهباز خان شتافته در طرفة العين بر او غالب آمد و شهباز خان يك روز چهل كروه راه فرار طىّ كرده به جونپور رفت . به حسب اتفاق ترسون محمّد خان كه بر برانغار لشكر شهباز خان بود در جنگلى مخفى مانده ، وقتى كه افواج معصوم خان در پى غارت پريشان شده بودند او را با كم كس ديده و قابو يافته حمله برآورده شكست داد . چون اين خبر به شهباز خان رسيد به همان پاى كه رفته بود به سرعت تمام روز ديگر خود را به فوج ترسون محمّد خان رسانيد و جمعيت كرده باز بر سر معصوم خان رفت و در سواد شهر اوده جنگى عظيم روى نمود و معصوم خان در اين مرتبه هزيمت يافته معدوم گشت و مادر و خواهر و كوچ و پسر و مال و اسباب شوكت و مكنت او همه غنيمت شد و خود فرار نمود و پاردم از لجام نشناخته به جانب كوه سوالك به دررفت و اين واقعه در ذى حجهء سنهء ثمان و ثمانين و تسعمائة ( 988 ) دست داد . و در اين ايام ، ساز ارغنون را كه از عجايب مخلوقات است و حاجى حبيب الله از فرنگستان آورده بود به مردم نمودند و آن مانند صندوقى بزرگ به قدّ آدمى بود و فرنگى اندرون تارهاى آن را مىنواخت و دوى ديگر از بيرون پنج پرطاوس و غير آن را انگشت مىزدند و شعبه‌هاى مختلف از آن برمىخاست و از بس كه محظوظ