تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
جايگيرداران نواحى به كمك راجه تعين يافته و هنوز در راه بودند كه شاهم خان جلاير با سعيد خان بدخشى جنگ كرده او را به قتل رسانيد . محمّد معصوم جونپورى سه هزار سوار كارآزموده مسلح و مكمل به نظر راجه درآورد . اما آثار خروج از حركات و سكنات او ظاهر بود و راجه اين معنى را فهميده او را به انواع تسلى مىداد و حقيقت حال نوشته به درگاه فرستاد و محمّد معصوم خان كابلى و قاقشالان و ميرزا شرف الدين حسين با سى هزار سوار جرّار و پانصد فيل و كشتى فراوان و توپخانه آراسته در نواحى قصبهء منگير قصد محاربه و مقابله نمودند و راجه از ممرّ نااعتمادى لشكر كه همه واقعه طلب بودند مصلحت جنگ ميدان نديده در قلعهء منگير تحصن جسته هر روز جدل داشت و در اين لشكر عسرت بسيار روى نمود . در اين حين زين الدين كنبو خويش شهباز خان يك لك روپيه به داكچوكى از راه آب برده به راجه رسانيد تا مدد خرجى چند روز شد و همين‌طور يك لك روپيه در سر هرچند روزى گاهى به دست دريا خان آبدار و گاهى سرمدى و گاهى پسر سيته بهگوان داس خزانچى مىفرستادند و خبر به توالى مىرسيد و از جملهء داكچوكيان قاضىزاده صاحب حسن ناقص عقل عبد الحى خواص پسر قاضى صدر الدين سنبلى كه او نيز از خبط سخنان در مذهب و ملت مىگفت ، جوان مرگ شده كشتى عمر او به غرقاب بلا رفت . در اين هنگام همايون فرملى پسر شاه فرملى مشهور كه او را همايون قلى خان خطاب داده بودند و در وقت گفت‌وگوى مسلمانىهاى جديد و تكليف و امتحان مردم در اجمير آن معاملات هول‌انگيز را ديده بود به اتفاق ترخان ديوانه از لشكر راجه گريخته به مخالفان پيوست . اتفاقا در امتداد ايام محاصرهء بابا خان قاقشال از بيمارى صعب مشرف بر موت گشت و جبارى پسر مجنون خان قاقشال كه ركن ركين آن جماعت بود و الحال در خدمت است و رعايت يافته به تقريب ضعف بابا خان ارادهء رفتن نمود و جمعيت آن جماعت از هم گسست و معصوم خان كابلى به ضرورت به جانب بهار شتافت و عرب بهادر از آنجا به ايلغار رفت تا پتنه را متصرف شود و خزانهء پادشاهى را به دست آورد . بهار خان خاص خيل كه به سيد عارف مشهور بود در قلعهء پتنه متحصن شد و راجه تودرمل ، معصوم خان فرنخودى را با جمعى به كمك بهار خان