تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
اشتمال جماعت قاقشالان و تقرّر جايگير ايشان كه در آن ايام رفته بود به قاقشالان فرستاده پيغام دادند كه رضوى خان و پترداس را فرستند تا خاطر جمع دارند و نام برده‌ها را با مير ابو اسحاق پسر مير سيد رفيع الدين محدث روانه گردانيد ، ايشان همه را در بند كشيده بازار محاربه گرم‌تر ساختند . در همين اثنا ملا طيب و راى پرشهوتم « 1 » بخشى كه جايگير معصوم خان كابلى و عرب بهادر و ساير امراى بهار را به يك قلم تغير داده و بنياد بدسلوكى كرده و تجبر و تكبر بيش از اندازه پيش آورده ايشان را به زور باغى ساخته بودند با جمعيت خويش از آب جوسا گذشته به جنگ معصوم خان رفتند و عرب بهادر غافل بر سررسيده راى پرشهوتم را به قتل رسانيده و غنيمت بسيار يافته بعد از ارسال رسل و رسايل به عزم اتّفاق بابا خان قاقشال به گرهى شتافتند و از جانب مظفر خان خواجه شمس الدين محمّد خوافى كه حالا ديوان كل است در گرهى سر راه بر ايشان گرفت و معصوم خان به جنگ غالب آمده و به قاقشالان يكى شده و از آب گنگ گذشته بر سر مظفر خان آمد . مظفر خان در قلعهء تانده كه چارديوارى كهنه بيش نمانده بود ، متحصن شد و وزير خان جميل بيگ كه از امراى قديم الخدمت بود به اتفاق جان محمّد خان بهبودى و ديگر سپاهيان به مخالفان درآمدند و حكيم ابو الفتح و خواجه شمس الدين و اكثر اعيان را دستگير ساختند و اين هر دو سردار با راى پترداس به نوعى از حبس خلاص يافته به مدد زمين‌داران خود را به حاجىپور رسانيدند و حكيم نور الدين قرارى در آن فترات از عالم درگذشت و قاقشالان و معصوم خان ، مظفر خان ، را به قول و عهد از قلعهء تانده برآورده بعد از انواع عقوبت به آن عالم فرستادند و اموال و اشياى او را سرمايهء استظهار ساخته جمعيت گرفتند و تمام ولايت بنگاله و بهار را متصرف شده جمعيت سوار و پيادهء بسيار به هم رسانيدند و ميرزا شرف الدين حسين را كه از بند قاسم على خان بقال حاكم كالپى به بنگاله فرستاده بودند از قيد برآورده به سردارى برداشتند و فتنهء عظيم قايم شد و راجه تودرمل با صادق محمّد خان و ترسون محمّد خان و ساير امراى عظام براى قلع مادهء اين فساد از فتح‌پور نامزد گشتند و محب على خان حاكم رهتاس و محمّد معصوم خان فرنخودى حاكم جونپور و ديگر
هامش
( 1 ) . در متن فارسى : « پركهوتم » .