تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
انداخته كار بر او تنگ ساختند ، خصوصا محمّد حسين خان خويش مهدى قاسم خان در آن جنگها ترددى كرد كه اگر رستم زنده مىبود انصاف مىداد و برادرش حسن بيگ كشته شد .
بر سر كوى تو حسن كشته شد * اى سر كويت بتر از كربلا
و آن ترددها كه از اين طرف شاهنشاهى و از آن طرف سكندر مىديد باعث اعتبار حسين خان گشته او را روز به روز به درجات عالى رسانيد و او لكه‌هاى معتبر در جايگير او مقرر گشت تا عاقبت به حكومت لاهور رسيد و بسيار جا شمشير نمايان زد . چون مدت محاصره به طول انجاميد و غله در اهل قلعه بسيار قيمتى شد و امراى نامى سكندر يكان يكان مثل سيد محمود بارهه و غير آن جدا شده به درگاه آمدند . سكندر مقدمات صلح در ميان آورده پسر خود عبد الرحمن نامى را همراه غازى خان سور به وسيلهء اتكه خان و پير محمّد خان به تاريخ بيست و هفتم ماه رمضان سنهء اربع و ستين و تسعمائة ( 964 ) به ملازمت شاهنشاهى فرستاد و چند فيلى نامى پيشكش كرد و قلعه را سپرد و فرمان نوشتند كه جونپور در وجه جايگير سكندر بالفعل مقرر باشد و چون ولايت پيش را از دست افغانان مستخلص سازد ، خان زمان ، قايم‌مقام وى شود و سكندر به راه دامن كوه به جونپور رسيد و چون خان زمان ، جونپور را متصرف گشت او برحسب فرمان ولايت گور « 1 » را خواست كه در تحت تصرف بيارد آنجا وقايع گوناگون پيش او آمد و بعد از چندگاه از بازى چرخ منصوبه چنان نشست كه او هم با حريفان هم‌دست سابق لاحق گرديد و روزگار دغاباز بساط نشاط او را هم درنوشت .
دايم نه بساط عشرت افراشتنى است * پيوسته نه تخم خرمى كاشتنى است اين داشتنىها همه بگذاشتنى است * جز ذرهء دردى كه نگه داشتنى است
و هم در ايام محاصره ، محمّد قلى خان برلاس و اتكه خان و امراى ديگر بلقيس زمان بيگم پادشاه را با ديگر مخدرات ستر عفاف از كابل به معسكر رسانيدند و به تاريخ دوم شهر شوال سنهء نهصد و شصت و چهار رايات اجلال به جانب لاهور متوجه گرديد و در اين يورش خان خانان را نسبت به اتكه خان به تقريب دويدن فيل
هامش
( 1 ) . گور شهر اصلى بنگال است ( ترجمه ، جلد 2 ، پاورقى ص 12 .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 14 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى