تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
دبير صنع بر لوح بقا با خامهء قدرت * رقم زد بهر سال فتح آن بگرفت هيمو را
قريب به هزار و پانصد فيل و خزينه و اسباب خارج از حساب محاسب وهم غنيمت يافتند و پير محمّد خان و حسين خان خويش مهدى قاسم خان و جماعت به اتفاق سعيد خان مغول از دهلى تعاقب گريختگان كرده و از الوار گذشته و خود را به زن هيمون كه فيلان پربار زر مىبرد نزديك رسانيدند و او در كوهستان و جنگل موضع كواده « 1 » از بجواره درآمد ، اما زر را گذاشت و اكثرى را كواران ولايت بجوار تاراج كردند و پاره‌يى كه به دست غزاة افتاد چندان بود كه به سپرها بخش نمودند و « نثار زرها » تاريخ يافته شد و در آن راهى كه رانى گذشت آن‌قدر اشرفى و خشت‌ها از طلا افتاده بود كه تا چند سال رهگذريان و مسافران مىيافتند و خزينه‌يى كه شير شاه و اسليم شاه و عدلى سالها جمع كرده بودند به اين‌گونه تلف شد .
بخور بپوش و بپاش و بده كه حاصل عمر * خرد نداشت كسى كو به ديگرى بگذاشت منه ذخيره كه بسيار كس ز غايت حرص * نهاد گنج به صد رنج و ديگرى برداشت
چون روز دوم از فتح به پانىپت رسيدند منارى از گلها بنا فرمودند و از پانىپت بىتوقف به دهلى رسيدند و هر منبر را از سرنو به خطبه زينت دادند و يك ماه توقف واقع شد و امراى نامدار به جانب آگره و سنبل و ديگر شهرها نامزد شدند و خبر در دهلى رسيد كه در نواحى چميارى « 2 » كه موضعى است به بيست كروهى لاهور ، خضر خان از پيش سكندر شكست يافته به لاهور آمد . شاهنشاهى به چاندهر نهضت فرموده بودند كه سكندر باز به كوه سوالك رفت و رايات عاليه تعاقب نموده تا ديسوهه و دهميرى حركت نمود . مخفى نماند كه به جهت عروض عوايق مىخواهد كه بعد از اين جزئيات وقايع را به اصل گذاشته به كليّات حوادث پرداخته ، جواد خامه را عنان گسسته يك اسبه در سواد اين ميدان دواند و سوانح اين چهل سال را از جلوس خلافت پناهى مجملا تمام سازد و منه التوفيق . در اين سال سكندر در قلعهء مانكوت متحصن شد و امراى كبار هر روز جنگ
هامش
( 1 ) . نسخه : كوا و بجواره ، كدا و بجوار ؛ در ترجمهء انگليسى :Kuwaبا علامت سئوال ، جلد 2 ، ص 9 . ( 2 ) . نسخه : جميارى .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 13 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى