تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كلاميت آن و بقاى روح بعد از اضمحلال بدن و ثواب و عقاب را به غير از طريق تناسخ محال شمردند و امثال اين ابيات را متمسك مىآوردند :
از حقيقت به دست كورى چند * مصحفى ماند و كهنه گورى چند گور با كس سخن نمىگويد * سرّ قرآن كسى نمىجويد
*
عيد آمد و كارها نكو خواهد كرد * چون روى عروس ساقى مى ناب در سبو خواهد كرد * چون خون خروس افسار نماز و پوزبند روزه * يك بار دگر از گردن اين خران فروخواهد كرد * افسوس افسوس
قرار دادند كه به كلمهء لا إله الا الله ، اكبر خليفة الله علانيه تكليف نمايند ، غايتش از ظهور خلل ملاحظه نموده در اندرون حرم به گفتن چند كسى اكتفا نمودند و « فتنه‌هاى امت » تاريخ يافته شد و در باب ترك تقليد دين مبين قطب الدين محمّد خان و شهباز خان و امثال ايشان را ترغيب كردند و ايشان امتناع آوردند و قطب الدين خان گفت پادشاهان ولايت چون خوندگار روم و غير ايشان كه اين سخنان شنوند چه گويند ، همه همين دين دارند خواه تقليدى باشد خواه نه و از روى تعرض فرمودند كه تو براى خاطر خوندگار روم غايبانه از جانب او اين درشتى مىكنى و جاى از براى خود ، وقتى كه از اينجا به روى پيدا كرده‌اى تا اعتبار يا بى . همانجا برو و شهباز خان نيز تيز و تند در اين وادى درآمده بيربر سگ جهنمى را كه طعن صريح در دين مىكرد ، دشنام صريح داده گفت كه اى كافر ملعون حالا تو هم اين‌چنين سخنان مىگويى ؟ ما از عهدهء تو مىتوانيم برآمد و كار به بىمزگى كشيد و به شهباز خان به‌خصوص و به ديگران به طريق اجمال فرمودند كه مىفرماييم كه كفش پرنجاست بر دهن‌هاى شما بزنند و در همين ايام ترسون محمّد خان حاكم پتن از گجرات رسيد و در اين سال قاضى على بغدادى كه براى تحقيق و ضبط اراضى مدد معاش و تداخل بر رسم شيخ عبد النبى منصوب گردانيده بودند ، هزاريان و پانصديان ائمه را تا صدى از نظر مىگذرانيد و اكثر زمين آنها را مىبردند و از گاو