تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
دهند كه مخالف نصى نباشد و سبب ترفيه عالميان بوده باشد عمل بر آن نمودن بر همه كس لازم و متحتّم است و مخالفت آن موجب سخط اخروى و خسران دينى و دنيوى است و اين مسطور صدق وفور حسبة لله و اظهار الاجراء حقوق الاسلام به محضر علماى دين و فقهاى مهتدين تحرير يافت و كان ذلك فى شهر رجب سنة سبع و ثمانين و تسعمائة ( 987 ) و مسوّدهء آن محضر به خط شيخ مبارك بود و ديگران به كره نوشتند و شيخ مبارك به طوع در ذيل آن نوشت كه اين امرى است كه من به جان و دل خواهان و از سالها باز منتظر آن بودم و بعد از آنكه فتوى به دست آوردند راه اجتهاد مفتوح گشت و اعقليت امام متحقق شد و معارضى نماند و تحليل و تحريم موقوف گشت و اعقليت امام بر حكم شرع بشد اسلام را تقليد ناميدند . و حال شيخ ابو الفضل بعينه چون حال حيرتى شاعر سمرقندى بود كه از بس ايذا كه از ماوراء النهريان بارد مزاج كشيد بر رغم ايشان به كهنه مؤمنان عراق يار شده راه بىراهه اختيار كرده و و اخترت النّار على العار در باب او درست نشست . و در شانزدهم ماه رجب اين سال به جانب اجمير روان شدند و بعد آن تا اليوم چهارده سال باشد كه عطفهء عنانى به آن طرف واقع نشده و بيست و پنجم شعبان از پنج كروهى اجمير پياده شده شرف زيارت دريافتند و عقلا خنده‌زنان مىگفتند كه عجب كل العجب آنكه با خواجه اجميرى اين همه اعتقاد و به اصل الاصول كه از كه در هر گوشه صد هزاران هزار ولى كامل و مكمّل همچون خواجه - قدس الله سره العزيز - گوشهء دامن او برخاسته‌اند آن همه انكار :
پرى نهفته رخ و ديو در كرشمه و ناز * بسوخت عقل ز حيرت كه اين چه بو العجبى است درين چمن گل بىخار كس نچيد آرى * چراغ مصطفوى با شرار بو لهبى است
و بعد از روان شدن مخدوم الملك و شيخ عبد النبى خلق را به خلق قرآن و توغل در استحالهء وحى و تشكيك در نبوات و امامات امتحان كردند و به وجود جنّ و ملك و ساير مغيبات و معجزات و كرامات انكار صريح آوردند و تواتر قرآن و ثبوت
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 189 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى