تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
پركهوتم به شرح ايضا بخشى و ملا مجدى سرهندى را كه سابقا پروانه‌نويس اسليم شاهى بود امين و شمشير خان خواجه‌سرا را صاحب اهتمام خالصه ساختند و ايشان به مقتضاى تسفّل كه لازمهء ارذال است آنجا رفته نه خدا را بنده بودند و نه پادشاه را رعيت و تحكمات و بدعت‌ها پديد آورده و وقتهاى نامعقول ناهنگام را كفايت خيال كرده سپاهى را رنجانيدند و معصوم خان را به زور باغى ساختند ، چنانچه عن‌قريب مذكور شود ، ان شاء الله تعالى . و هم در اين ماه مقصود جوهرى ميرزا مظفر حسين پيشكش‌هاى راجه على خان را از خانديس آورده گذرانيد تا بعد از چندگاهى گناه ميرزا را بخشيدند و در اين ايام به شرف دامادى مشرف ساخته او را رعايت فرمودند و در اين سال شهباز خان بخشى را با غازى خان بدخشى و شريف خان اتگه و غير آن بر سر رانا كيكا نامزد گردانيدند و رانا در كونبهل ميركه قلعهء مستحكم است درآمد و اين افواج فتح نمودند و آن ولايت را به غارت دادند و رانا شبى از قلعه به دررفت و به كوهستان ديگر پناه برد و در اين سال سلطان خواجه از مكهء معظمه معاودت نموده اسبان عربىنژاد و غلامى حبشى و هداياى ديگر نفيس آورده به منصب ارادت و صدارت رسيد و مير حاجى سال نهصد و هشتاد و شش به نام خواجه محمّد يحيى از نباير حضرت خواجه احرار - قدس الله روحه - قرار يافته چهار لك روپيه حواله ايشان نموده به تاريخ ماه شوال اين سال از اجمير روانهء مكهء معظمه ساختند و شيخ عبد النبى و مخدوم الملك را كه با يكديگر درافتاده باعث بىاعتقادى از سلف و خلف و موجب انحراف از دين قويم شده بودند به حكم اذا تعارضا تساقطا به جانب مكّه همراه اين قافله اخراج كردند تا در سال آينده به مقصد رسيده در ختم كار كه اعتبار آن راست از آلايش عارضى پاك گشته ايمان به سلامت بردند و علم كار خود آخر كرد « هو عزيز قوم ذلّوا » تاريخ يافته شد . و در اوايل سنهء سبع و ثمانين و تسعمائة ( 987 ) خبر رسيد كه خان جهان حاكم بنگاله فوت كرد . فرمانى مشتمل بر نوازش اسماعيل قلى خان برادرش نوشته مظفر خان را كه شرف ديوانى يافته بود حاكم آن ولايت و رضوى خان را بخشى و حكيم ابو الفتح را صدر و راى پترداس و مير ادهم را به شركت او ديوان اعتبار كرده از فتح‌پور نامزد گردانيدند .