تقرب حوضى بيست گز در بيست گز و عمق آن سه گز در صحن دولتخانه ساختند و درون آن حجرهء سنگين و بر سقف آن منارهء بلند بنا كردند و از هر چهار طرف آن حجره پلها گذاشتند و دعوى حكيم چون قرابادينات دروغ برآمد و گريخته به جايى رفت ، اما حكيم على گيلانى بعد از هفده سال در لاهور آنچنان حوضى ساخت و مير حيدر معمايى « حوض حكيم على » تاريخ يافت و آن حوض ناتمام را از زر سياه كه به مبلغ بيست كرور رسيد پر ساختند و روزى با شيخ بنجهو نام قوالى خوشخوانى صوفى وضعى از مريدان شيخ ادهن جونپورى كه نامش تاريخ وفات مىشود صحبت داشته و خوشوقت شده و ميان تانسين و ديگر مغنّيان بىقرينهء هند را طلبيده او را بر آنها ترجيح داده فرمودند كه مجموع زر اين حوض را شيخ بنجهو ببرد . چون از حمل آن به او انعام فرمودند و باقى آن را در مدت سه سال كم و بيش به مصرف و غيرمصرف رسانيدند و هم در اين ايام از شيخ مبارك تعليم صرف هوايى گرفتند و پيش از آن روزى در وقت نمودن شيخ فيضى گفته بود كه شيخ ما تكلف ندارند ، فرمودند آرى ايشان همه تكلفها را به شما گذاشتهاند و شيخ بنجهو و ميان تانسين و همهء ارباب غنا را نزد شيخ فرستادند تا تشخيص نمايد . او به ميان تانسين گفت شنيدهايم كه تو هم چيزى مىتوانى گفت . تا آخر سرود او را به اصوات حيوانات تشبيه داده به هيچ برآورد .
و در اين سال معصوم خان كوكهء ميرزا حكيم كه جوانمردانه و كارهاى عظيم از او به ظهور پيوسته بود از ميرزا رنجيده به ملازمت رسيد و منصب پانصدى يافته در ولايت بهار نامزد شد و آنجا با كالاپهار كه سردارى از افغانان به قوت و شوكت ممتاز بود جنگ كرده غالب آمد و از فتحپور فرمان هزارى و اسب و خلعت خاصه براى او فرستادند . چنين مىگويند كه او حضرت مرتضى على - كرم الله وجهه - را در خواب ديد كه گويا پنجهء مبارك خود بر پشت او زدهاند و از بركت آن در هيچ جنگى پشت نداده و نشان پنجه بر پشت او هنوز ظاهر است .
چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان
و در ماه شوال سال مذكور ملاطيب را كه سفلهء رذل بود از كيتهل طلبيده تربيت نموده و اكثر تربيتها از اين قبيل است ، ديوان صوبهء بهار و حاجىپور و راى