غرب دارد و همچنين آتش و آب و سنگ و درخت و ساير مظاهر تا گاو و سرگين آن نيز و قشقه و زنار را جلوه داد و حكما و فضلاى مقرب مقهور مقوى آوردند كه آفتاب نيّر اعظم و عطيهبخش تمام عالم و مربى پادشاهان و پادشاهان مروج اويند و اين معنى باعث تعظيم نوروز جلالى شد كه از زمان جلوس هر سال در آن روز جشن مىداشتند و لباس را موافق رنگ يكى از سيارات سبعه كه هر روزى به كوكبى منسوب است ساختند و دعاى تسخير آفتاب كه هندوان تعليم داده بودند به طريق ورد در نيمشب و وقت طلوع خواندن گرفتند و كشتن گاو را كه هندوان تعظيم عظيم مىكنند و سرگين آن را پاك مىدانند و خوردن گوشت آن را حرام ساختند و مردم خوب را عوض آن مىكشتند و حكما تأييد مىآوردند كه در طب مقرر شده كه گوشت گاو امراض گوناگون آورد و ردئ الهضم است و آتشپرستان كه از شهر نوسارى از ولايت گجرات آمده بودند دين زردشت را حق نمودند و تعظيم آتش را عبادت عظيم گفتند و به جانب خود كشيده از اصطلاح و راه و روش كيانيان واقف ساختند تا فرمودند كه آتش را به اهتمام شيخ ابو الفضل به روش ملوك عجم كه آتشكدهء ايشان هميشه برپاى بود دايم الاوقات چه در شب چه در روز در محل نگاه مىداشته باشند كه آيتى است از آيات خدا و نورى است از انوار وى و هوم كه عبارت است از آتشپرستى به موافقت دختران راجههاى هند خود از عنفوان شباب درون حرم معمول بود و در ايام نوروز سال بيست و پنجم از جلوس سجدهء آفتاب و هم سجدهء آتش علانيه مىكردند و مقربان نيز در وقت افروختن شمع و چراغ قيام لازم ساختند و در روز عيد هشتم سنبله به رسم اهل هند قشقه كشيده به دولتخانه برآمدند و ريسمانى جواهر در آن كشيده از دست براهمه به تبرك بر دست بستند و امرا فراخور حالت مرواريد و جواهر در آن روز پيشكش ساخته مرافقت در آن باب نمودند و راكهى كه عبارت است از لتهء پيچيده بر دست بستن در گرد شد و بر رغم اسلام هر حكمى كه ارباب اديان ديگر بيان كردند آن را نصّ قاطع شمردند ، به خلاف اين ملت كه همه احكام آن نامعقول و حادث و واضع آن فقراى عريان جمله مفسد و قطاع الطريق و اهل اسلام مطعون قرار يافتند و به تمادى در باطن استقرار گرفت : يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفواههم و اللّه متمّ نوره و لو كره الكافرون
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: توفيق سبحانى
ص١٨١