مرآة ضمير و گنجينهء خيال ارتسام يافت و از هيأت مجموعى اينقدر كالنّقش فى الحجر مقرر شد كه عقلا در همه اديان موجود و مهيايند و ارباب رياضات و كشف و كرامات در كل طوايف انام پيدا و حق همهجا داير پس انحصار آن در يك دين و يك ملت كه نو پيدا شده و هزار سال بر او نگذشته باشد چه لازم و اثبات يكى و نفى ديگرى و ترجيح بلا مرجح از كجا و سمنيه « 1 » و براهمه كه به خلوات و جلوات در ادراك شرف ملازمت و دولت صحبت بر همه سابق و در كتب فضايل و علوم رسمى و حقيقى و حالات و مقامات و كمالات انسانى به جميع وجوه به اعتبار معتبر بر ساير دانايان و مرتاضان فايقاند ، دلايل عقليه و شواهد نقليه بر صدق دين خويش و بطلان غير گذرانيده و به مثابهيى ثبات قدم و رسوخ در اعتقاد بخشيده نظريات را حكم بديهيات مىدادند كه به تشكيك مشكك زايل نشود . لو بسّت الجبال او انشقّت السّماء ، و حشر و نشر و ديگر شعبات و نقليات كه مأخذ آن مشكوة نبوى است ، همه را به گوشهيى نهادند و آن قوادع و مطاعن در ملت سهلهء بيضا و حنيفهء غراء كه در نبوات كتب كلاميه بعضى از آن مسطور است ، حريفان پيوسته گوشزد مىساختند و تحريص و ترغيب بر سلوك مسلك خويش به زبان قال و حال مىنمودند .
مىداد رقيب آن سهى قد را پند * كاندر رخ هركس چو گل از باد مخند
از حد چو بشد نصيحت آن شوخگره * بر گوشهء ابرو زد و سر پيشافكند
پيش از اين گفتوگو چندگاهى پركهوتم نام برهمنى را كه معبّرنامهء خرد وافر بود ، در خلوت برده اسامى هندوى از براى موجودات اشيا به زبانى خاص پيدا اختراع مىخواستند و چندگاهى ديوى برهمن را كه از جملهء معبران مهابهارت بود بر چارپايى نشانده و بالا كشيده نزديك به قصرى كه آن را خوابگاه ساخته بودند معلق داشته و از وى اسرار و افسانههاى هندى و طريق عبادت اصنام و آتش و آفتاب و تعظيم كواكب و احترام اساطين كفره از برهما « 2 » و مهاديو و بشن و كشن و رام و مهامايى كه بودن ايشان از بنى نوع انسان موهوم است و نبودن متيقن ، هرچند در
هامش
( 1 ) . سمنيّه : بوداييان مرتاض ( ترجمه انگليسى ، جلد 2 ، پاورقى 264 ) .
( 2 ) . در متن فارسى : « برمها » ، ترجمه انگليسى :Brahma( جلد 2 ، ص 265 ) .