به نيابت به آن مراتب مىخواند و بيان مراتب مذكور عنقريب مسطور مىشود .
از پى ردّ و قبول عام خود را خر مساز * زانكه كار عام نبود جز خرى يا خر خرى
گاو را دارند باور در خدايى عاميان * نوح را باور نمىدارند در پيغمبرى
و الى اللّه المشتكى من الدّهر اذا احسن ندم من ساعته و اذا اساء اصرّ على اسائتة و زبان حال او همه اين مىگويد كه :
پار بودم قطبكك امسال قطب الدين شدم * گر بمانم سال ديگر قطب دين حيدر شوم
و چون خاطر از مهمات آن ولايت پرداختند از آنجا به كوچهاى متواتر سيركنان و صيدافكنان به راه رنتهنبور در صفر بيست سوم سنهء خمس و ثمانين و تسعمائة ( 985 ) به فتحپور رسيدند و شيخ فيضى كه حالا به خطاب ملك الشعرايى مخاطب است ، غزلى گفته كه مطلعش اين است :
نسيم خوشدلى از فتحپور مىآيد * كه پادشاه من از راه دور مىآيد
بعد از دو سه ماه خبر فترات گجرات رسيد و منشأ آن اين بود كه چون راجه تودرمل در اين مرتبه به گجرات رفت مظفر حسين بن ابراهيم حسين ميرزا كه دخترزادهء ميرزا كامران باشد از ولايت دكهن كه والدهاش گلرخ بيگم در وقت محاصره سورت « 1 » به آن جانب به دربرده بود ، در سنّ پانزده شانزده سالگى به اغواى مهر على نام مفسدى از تربيتكردگان ميرزا ابراهيم حسين ، اوباشى چند جمع آورده خلل در گجرات انداخت و باز بهادر پسر شريف محمّد خان اتكه و بابا بيگ ديوان گجرات با مظفر حسين ميرزا در پرگنهء پتلاد به جنگ پيش آمده شكست يافتند و ميرزا به كنبايت رفته و دو سه هزار سوار داشت و وزير خان حاكم گجرات با آنكه سه هزار سوار داشت ، بنابر واقعهطلبى سپاهيان كه محل اعتماد نيستند قرار بر تحصن داده صورت واقعه به راجه تودرمل كه در پتن بود نوشت و راجه به جانب احمدآباد رفت و ميرزا از كنار احمدآباد برخاسته به جانب دولقه « 2 » روان شد . وزير خان و راجه تعاقب او نمودند و در آن نواحى محاربهء صعب روى نمود و شكست بر مخالفان واقع شد و به جوناگده رفتند و در اين هنگام راجه به
هامش
( 1 ) . در متن فارسى : صورت .
( 2 ) . در متن فارسى : دولفه ، در انگليسى :DulokaياDulaqa