جلوس وى را « شهنشاه روى زمين » و تاريخ وفات « شهنشاه زير زمين » يافت و تأثير ذوذنابه در آن ولايت ظاهر شد و در عراق هرجومرج عظيم افتاد و تبريز و شروان و مازندران را رومى به زور گرفت و بعد از او سلطان محمّد خدابنده ولد شاه طهماسب كه از مادر ديگر بود به پادشاهى نشست ، چنانچه به جاى خود مذكور است و مدت طعن و لعن صحابهء كبار كه از هزار ماه درست مقابل حكومت و ناسزا گفتن بنى اميه بود سپرى شد ، اما الحاد از آن بلاد سرايت به اين ولايت كرد .
نفاق آمده در هند از بلاد عراق * عراق قافيه ميدان به رهگذار نفاق
و چون قصبهء موهنى مخيم گشت ، فرمانى به قطب الدين محمّد خان و راجه بهگوان داس نوشتند كه اين دو سردار در كوكنده توقف كنند و قليج خان با امراى ديگر همراه قافله حاج تا ايدر كه به چهل كروهى احمدآباد است رفته از آنجا جمعى را همراه سازد تا به احمدآباد رسانند و خود قلعهء ايدر را محاصره نموده نراين داس راجهء آنجا را استيصال نمايد . قليج خان به موجب حكم قيام نموده تيمور خان بدخشى را با پانصد سوار همراه قافله ساخت تا به مأمن رسانيدند و راجهء ايدر چون رانا مانند دزدان كوه به كوه و جنگل به جنگل مىپيمود .
هاله چه مه كرد كه او ته كند « 1 »
و در اين منزل شهاب خان و شاه بداغ خان مع پسرش عبد المطلب خان و شاه فخر الدين خان و ديگر جايگيرداران مالوه به ملازمت رسيدند و غازى خان بدخشى را منصب هزارى داده با شريف محمّد خان اتگه و مجاهد خان و ترك سبحان قلى مع سه هزار سوار در تهانهء موهنى گذاشتند و در كوهستان مداريه عبد الرحمان بيگ پسر جلال الدين بيگ و عبد الرحمان ولد مويد بيگ را با پانصد كس ماندند و قطب الدين خان و راجه بهگوان داس را از كوكنده طلبيده و شاه فخر الدين و جگنات را در اودىپور و سيد عبد الله خان و راجه بگهوان داس را در دهنهء درهء اودىپور تعين گردانيده به نواحى بانس واله و دونگرپور رسيدند و در آنجا راجه تودرمل از بنگاله آمده پانصد فيل از غنيمت آن ملك با ديگر تحف گذرانيد و در همين منزل
هامش
( 1 ) . مترجم انگليسى اين مصراع را چنين ترجمه كرده استWhat does the Moon , that the Halo does not imitate