تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
ايام چون خبر عسرت لشكر كوكنده مىرسد ، مان‌سنگه و آصف خان و قاضى خان را از آنجا جريده مىطلبند و روزى چند به جهت بعضى تقصيراتى كه مىباشد او را و آصف خان را كه با يكديگر صحبت به نفاق داشتند از كورنش محروم ساختند ، به خلاف غازى خان بدخشى و مهتر خان و على مراد اوزبك و خنجرى ترك و يك دوى ديگر كه من هم از آن جمله‌ام از آن مردم مستثنى بوده‌اند ، به عنايات و زيادتى منصب سرفراز گشتند و باقى همه از درجهء اعتبار سقوط يافته باز معاف شدند و نوزدهم اين ماه به جانب ولايت رانا كه در كوهستان اودىپور و خانپور و غير آن قزاق مىگشت روانه گشتند و در اين ايام خواجه شاه منصور نويسندهء شيرازى را كه از ابتداى احوال چندگاه مشرف خوشبوى خانه بود و به تقريب عداوت مظفر خان و قدرتهاى « 1 » او فرار نموده به جونپور نزد منعم خان رفته اعتبار تمام يافته به منصب ديوانى رسيد و بعد از حادثهء منعم خان به موجب فرمان عالى شأن طلب به درگاه آمد ، از جهت نهايت كاردانى و سنجيدگى كه داشت او را ديوان كل ممالك محروسه گردانيده به تدريج در امور ملكى شريك غالب راجه كردند .
ناقابل است آنكه به دولت نمىرسد * ورنه زمانه در طلب مرد قابل است ؟
اگرچه كسى دخل كرده و گفته :
ناقابلان دهر به دولت رسيده‌اند * پس چون زمانه در طلب مرد قابل است
و اول حق و ثانى ستم است و از اتفاقات آنكه در همان سال ستارهء ذوذنابه از جانب مغرب پيدا شد و چون شاه منصور در گوشهء دستار از عقب دنباله دراز مىگذاشت او را ستارهء دنباله‌دار ناميدند و از بسيارى كفايت دقت « 2 » در حساب سپاهى و گرفت‌وگير بىمحل به مرتبه‌يى رسيد كه مردم ظلم‌هاى راجه مظفر خان را فراموش كرده بر او انبار نفرين مىفرستادند .
كه بسيار بد باشد از بد بتر
و در همان سال خبر رسيد كه شاه اسماعيل ولد شاه طهماسب پادشاه عراق را همشيره‌اش پرىجان خانم به اتفاق امرا به قتل رسانيد و مير حيدر معمايى تاريخ
هامش
( 1 ) . در متن فارسى : وقت‌هاى ، با توجه به ترجمهء انگليسى اصلاح شد ( جلد 2 ، ص 247 ) . ( 2 ) . متن فارسى : وقت ، متن قياسا تصحيح شد .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 166 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى