تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
غرور به اتفاق عمّ خود جنيد كررانى و ديگر سرداران از قلعه برآمده وارهانى گوشه به جنگ بايستاد و در اول وهله توپى به زانوى جنيد رسيده خرد مىشكند و چون افواج درهم مىآميزند ، شكست بر افغانان مىافتد و اسب داود در خلابى بند مىشود و حسن بيگ گرد او را گرفته نزد خان جهان مىآورد او از تشنگى آب مىطلبد كفش او را پرآب ساخته پيش او مىآورند و چون نمىخورد ، خان جهان كروتى خاصهء خويش داده او را سيراب مىسازد و نمىخواست كه بكشد ، چه بسيار صاحب حسن بود ، آخر امرا مىگويند كه در زنده داشتن اين احتمال فساد است ، بنابر آن فرمود كه گردنش بزنند و دو زخم زدند كارگر نيفتاد و به عقوبت كشتند و سر او را جدا ساخته و از كاه پر كرده و عطريات ماليده به سيد عبد الله خان مىسپارند و روان مىسازند و فيل و غنيمت بىشمار مىيابند و در اين سال به جهت تقديم شكرانهء اين فتح به تاريخ بيست و سوم جمادى الثانى متوجه اجمير شدند و ششم ماه رجب كه روز عرس حضرت خواجه - قدس الله سره العزيز - باشد به آنجا رسيدند ، و سلطان خواجه خلف صدق خواجه خاوند محمود را مير حاج ساخته و مقدار شش لك روپيه از نقد و جنس به جهت مستحقين حرمين شريفين و بناى خانه در حرم مبارك فرستادند و در وقت رخصت سلطان خواجه به طريق محرمان سروپا برهنه احرام بسته و به تشبه حاج همچنان لباس پوشيده و اندك قصرى كرده قدمى چند به مشايعت رفتند و در آن حالت غريو از مردم برخاسته رقتها كردند و قطب الدين محمّد خان و قليج خان و آصف خان را به بدرقگى سلطان خواجه نامزد گردانيده حكم كردند كه از كوكنده اين قافله را گذرانيده ولايت رانا پايمال سازند و از او نيز هرجا كه خبر يابند دمار برآرند و مقارن اين حال خبر رسيد كه شاه طهماسب از عالم درگذشت و شاه اسماعيل ثانى جانشين او شد و اين تاريخ يافتند كه :
اول دولت و فتح و ظفر است
و حكم عام كردند تا هركسى كه خواهد به حج رود و خرج راه از خزانه بدهند و خلقى كثير به اين سعادت فايز شدند ، به خلاف حال كه نام نمىتوان برد و به مجرد طلبيدن رخصت مجرم واجب القتل مىشوند ، تلك الايّام نداولها بين النّاس و در آن
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 165 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى