پادشاهى درآمده از آن جمله دو فيل قوى مست نامى با يكديگر درافتادند و حسين خان فوجدار فيلان كه عقب مانسنگه بر فيل ديگر سوار بود نيز افتاد و مانسنگه به جاى مهارت بر آن فيل خود سوار شد و ثباتقدمى ورزيد كه فوق آن متصور نباشد و يكى از آن دو فيل كه يكى خاصهء پادشاهى بود با فيل رانا كه رام پرشاد نام داشت و به غايت قوىهيكل بود جنگ عظيم كرد و هر دو يكديگر را مىراندند . از قضا بر مقتل فيلبان فيل رانا تير رسيد و از صدمهء حملهء فيلان بر زمين افتاد . فيلبان فيل پادشاهى به چستى و چالاكى از فيل خود جسته بر فيل رانا نشست و كارى كرد كه هيچ كس نكند و از مشاهدهء اين حال رانا تاب نتوانست آورد و جلو مانده روان شد و تذبذب در افواج رانا افتاد و جوانان يكه كه مانسنگه را محافظت مىنمودند پيش درآمده چپقلشى كردند كه كارنامه بود و از سردارى مانسنگه آن روز معلوم شد كه اين مصرع ملا شيرى چه معنى داشت :
كه هندو مىزند شمشير اسلام
و پسر جيمل چيتورى و رام شاه راجهء گواليارى با پسر خويش سالباهن كه به غايت ترددهاى نمايان كرده بود به جهنم رفتند و از نسل راجههاى گواليار ديگر كسى قابل جانشينى نماند ، خس كم و جهان پاك و زخمهاى تير بر رانا كه روبهروى مادهو سنگه بود رسيد و حكيم سور كه از پيش سادات فرار يافته بود التجا به رانا برد و هر دو فوج يكى شد و رانا جلو ويران كرده باز به كوههاى بلند كه بعد از فتح چيتور در آن مىگشت رفت تحصن جست و در آنچنان هواى گرم چلهء تابستان كه مغز سر مىجوشيد از اول روز تا نيممرز جنگ مىكردند و قريب به پانصد كس كشته در معركه افتادند . از آن جمله صد و بيست كس از اهل اسلام و باقى از هنود و مجروحان غزاة از سيصد كس متجاوز بودند و چون هوا حكم تنور آتش داشته مجال حركتى در سپاهيان نماند و گمان غالب اين بود كه رانا در پس كوه به مكر و فريب مختفى مانده باشد . بنابر آن تعاقب نكرده بازگشته در خيمهها آمده به مداوات زخميان پرداختند و اين تاريخ يافته شد كه :
و يبدو من اللّه فتح قريب
و روز ديگر از آنجا كوچ كرده در ميدان كار هركسى را ملاحظه نموده و از دره