تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
بلندى پاىها آويخته متوجه مزار فايض الانوار بودند ، التماس رخصت فقير نمود . اول فرمودند كه او به عهدهء امامت متعين است چون مىرود ؟ نقيب خان عرض داشت كرد كه ميل غزا دارد . طلبيده مرا پرسيدند كه بجدّى ؟ عرض كردم كه بلى . فرمودند به چه سبب ؟ به عرض رسانيدم كه داعيه دارم كه اين محاسن سياه را در دولت خواهى سرخ كنم .
كار تو مخاطره است خواهم كردن * تا سرخ كنم روى ز تو يا گردن
فرمودند ان شاء الله تعالى خبر فتح خواهى آورد و به مراقبه رفته به توجه تمام فاتحه خواندند و چون از ما بين صفه دست براى پاىبوس بالا بردم پاى را بالا بركشيدند و همين‌كه از ديوان‌خانه برآمدم بازخواندند و هر دو دست پر كرده پنجاه و شش اشرفى بخشيده وداع فرمودند و چون به وداع شيخ عبد النبى كه در آن ايام بر سر التفات آمده رفع كلفت سابق نموده بود رسيدم ، فرمود كه زنهار در وقت التقاى صفين كه به موجب حديث صحيح نبوى عليه افضل الصلوات و التسليمات از مظانّ استجابت دعا است مرا به دعاى خير يادآورى و فراموش نكنى . قبول نموده فاتحه التماس نمودم و اسب يراق‌بان لشكر با جمعى از ياران موافق يك جهت رفتم .
هر روز به منزلى و هر شب جايى
و اين سفر از اول تا آخر به فرخندگى و خجستگى برآمد تا عاقبت با فتح‌نامه و فيل مشهور متنازع فيه از رانا كيكا در فتح‌پور رسيدم . و در بيستم محرم اين سال سرانجام مهام لشكر كوكنده فرموده به جانب دار السرور فتح‌پور مراجعت نموده در غرهء شهر صفر به مستقر رسيدند و در آن ايام منهيان خبر رسانيدند كه بعد از گذشتن خان جهان از گرهى ، داود از تانده برآمده در موضع آك محل كه يك طرفش آب گنگ و طرف ديگر به كوه متصل است گرد خود خندق و قلعه ساخته نشسته ، هر روز جنگ دارد و خواجه عبد الله نبيرهء خواجه احرار - قدس الله سره العزيز - در جنگ خندق تردد مردانه كرده از اين جهان درگذشت و از آن طرف خان خانان سردار افغانان به قتل رسيد . بنابر آن فرمان به ظفر خان حاكم پتنه و بهار نوشتند كه جميع افواج آن حدود را همراه گرفته به