كمك خان جهان برود .
در ماه ربيع الاول اين سال ميرزا محمّد شريف ولد مير عبد الطيف قزوينى كه جوانى بود در غايت صفاى ذهن و جودت قريحت و خوشخلق و خوشآواز و به اصناف كمالات متصف در ميدان فتحپور هنگامى كه با شاهنشاهى چوگان مىباخت از اسب افتاد و در ساعت جان به جانان داد و غريوى عظيم در شهر و ولايت برخاست و اين آوازه در اطراف شايع گشت و شاهنشاهى آن قضيه را ديده بودند و نمىدانستند كه چه كار كنند . در اين اثنا قطب الدين محمّد اتگه عنان تكاور را گرفت و گفت كه كدخدا در اينجا چه مىكنى ؟ روان شو . تا جلو به جانب دولتخانه تافتند و فرامين مشتمل بر صحت و عافيت در اطراف به امراى سرحدى فرستادند و آن شورش تسكين يافت ، از آن جمله فرمانى در كوكنده به نام مانسنگه و آصف خان نيز در اين باب رسيد و آن ناخوشى به خوشحالى مبدل شد .
و در اوايل ماه ربيع الاول سنهء اربع و ثمانين و تسعمائة ( 984 ) فتح كوكنده واقع شد . مجملا آنكه چون مانسنگه و آصف خان به كوچهاى متواتر با فوج اجمير به راه ماندلگره در بلدهء نام دره به هفت كروهى كوكنده كه جاى نشستن رانا كيكا بود رسيدند و رانا به استقبال برآمد و مانسنگه فيل سوار با جماعت از يكههاى پادشاهى مثل خواجه محمّد رفيع بدخشى و شهاب الدين گوره و پاينده قزاق و على مراد اوزبك و راجه لونكرن حاكم سانبهر و ديگر راجپوتان در قول و جمعى از جوانان نامى در هراول قرار يافت و از اين جمله هشتاد و چند نفر چيده و برگزيده به همراهى سيد هاشم بارهه پيشتر از هراول نامزد شدند كه آن را جوزه هراول مىناميدند و سيد احمد خان بارهه با جمعى ديگر برانغار و قاضى خان با جمعى شيخزادههاى سيكرى خويشان شيخ ابراهيم چشتى جرانغار و مهتر خان چنداول بود و رانا كيكا به مقدار سه هزار سوار از عقب دره برآمده در فوج شد . يك فوج او كه حكيم سور افغان سردارش بود و در مقابلهء هراول از جانب قبله رويهء كوه آمد و به تقريب شكستگى و ناهموارى و بسيارى زقومزار و مارپيچانى راه جوزه هراول و هراول يكى شده باهم مخلوط شدند و جنگ مغلوبه افتاد و راجپوتان اين لشكر كه سردار ايشان راجه لونكرن سانبهرى بود اكثرى از جانب چپ مانند رمهء ميش رم
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: توفيق سبحانى
ص١٥٩