تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
او ماند و از بس نيك معاملگى كه نسبت به قرض‌خواهان به جاى آورده بود همه طوعا و رغبتا خطها را پاره كرده و از او خشنود شده دعاى مغفرت و رضوان و سلام و درود جاودان بر او فرستادند و ابراى ذمّه نموده هيچ خصومتى و نزاعى مانند ورثهء ديگر اموات قرضدار به فرزندانش پيش نياوردند .
شتّان بين محمّد و محمّد * حىّ امات و ميّت احيانى
بالجمله مرا به اين يك زبان حوصلهء ثناى آنچنان احسان از كجا آيد ؟ اما چون خلاصهء عمر كه عنفوان جوانى است به خلاف اين ارذل العمر كه هنگام رذالت پيرى و سرگردانى است در خدمت او گذرانيده و به تقريب التفات او نشو و نماى مستحسن يافته شهرهء زمان و انگشت‌نماى جهانى گشتم و توفيق ايصال نعم به بندگان دادار زمين و آسمان حسب الامكان يافتم اداءّ بحقّ بعض احسانه و نعمه اين جريدهء تذكار را به تعريف بعضى از اوصاف او كه از هزار يكى و از بسيار اندكى است آراستم .
ما ان مدحت محمّدا بمقالتى * لكن مدحت مقالتى بمحمّد
و به موجب عند ذكر الصّالحين تنزل الرّحمة خيال كرده به اين ذكر خير اميدوار رحمت عام شامل پروردگار مىباشم :
اعد ذكر نعمان لنا ان ذكره * هو المسك ماكررته يتضوع
تا شايد كه به مقتضاى آن عهد ديرينه كه بسته بودم حشر من نيز با او چنانچه منوى و منطوى بود شود
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ
. و در اين سال فقير را به تقريب خوش‌آوازى كه حكم خوش‌خوانى طوطى و گرفتارى آن داشت پيش‌نمازى روز چهارشنبه حكم فرموده داخل ائمهء سبعه ساختند و اهتمام احضار در آن شب و روز به خواجه دولت ناظر غيف شديد كه الخصىّ لا ذكر و لا انثى حكم شده محصلى گماشتند تا پنج وقت نماز حاضر بايد بود . و در اين ايام خواجه امين الدين محمود مشهور به خواجه امينا از عالم درگذشت و زر بسيار كه از او مانده داخل خزانهء عامره شد و در هفدهم ذى قعدهء اين سال سفر اجمير واقع شد و از يك منزلى به دستور معهود پياده رفته زيارت مزار متبرك