نمودند و در نهم اين ماه تحويل حمل واقع شد .
عامل مهر چو از نو فكند طرح عمل * داخل روز كند فاضل تحويل حمل
و شروع در سال بيست و دوم از جلوس نمود و خبر رسيد كه بعد از فوت منعم خان خان خانان امرا تاب مقاومت داود نياورده از گور و تانده به حاجىپور و پتنه آمدند و خان جهان به جهت آنكه لشكر او هنوز در لاهور است به تأنّى مىرود ، بنابراين فرمان به مصحوب ترك سبحان قلى در باب تعجيل به خان جهان نوشته فرستادند تا در عرض بيست و دو روز قريب هزار كروه را طىّ نمود و هم در اجمير خبر آمد كه خان جهان چون به گرهى رسيد ، به افغانان داود جنگى عظيم كرده فتح نمود و قريب هزار و پانصد كس را به قتل رسانيده و اسير گردانيده پيشتر گذشت .
و در اوايل محرم المكرم سنهء اربع و ثمانين و تسعمائه ( 984 ) مان سنگه ولد بهگوان داس را درون روضهء حضرت معينيه - على سكّانها التحيه - برده و خلوت ساخته و استمداد نموده و خلعت و اسب با ساير لوازم بخشيده رخصت به جانب دار الحرب كوكنده و كونبهل مير كه تعلق به رانا كيكا « 1 » داشت فرمودند و پنج هزار سوار رقمى چه خاصه و چه ديگر تابينان امرا به كمك او نامزد گردانيده آصف خان مير بخشى و غازى خان بدخشى و شاه غازى خان تبريزى و مجاهد خان و سيد احمد خان و سيد هاشم بارهه و مهتر خان خاصهء خيل و ديگر امرا را همراه نوشتند و چون فقير تا سه كروهى اجمير به جايى كه سراپردهء اين امرا زده بودند به جهت مشايعت قاضى خان و آصف خان رفتم ، شوق غزا در دل هيجان نمود و فى الحال بازگشته صورت حال به صدر عاليقدر شيخ عبد النبى شيخ الاسلام باز نموده وسيلهء تحصيل رخصت پادشاه ساختم . اگرچه اقبال كرد و ليكن عرض را به وكيل خود سيد عبد الرسول كه فضول بود انداخت ، چون دور و دراز ديد توسل به نقيب خان كه عقد اخوت به او در ميان بود جستم . اول مانع آمد و گفت كه اگر هندو سردار اين لشكر نمىبود نخست كسى كه رخصت مىگرفت من بودم . خاطرنشان خان مذكور ساختم كه ما سردار خود بندگان حضرت را مىدانيم به مان سنگه و غيره چه كار داريم كه كار به تصحيح نيت است . نقيب خان در زمانى كه شاهنشاهى بر صفهء
هامش
( 1 ) . نسخه : كنكا .