تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
خواجه محمّد يحيى نقشبندى - روح الله روحه - به هم رسانيده به اعزاز « 1 » و احترام تمام در آگره به مسكن غريبان به امانت سپردند .
در خاك چگونه خفته بتوانم ديد * آن را كه مرا ز خاك برداشته بود
و از آنجا در گورستان پتيالى كه گورخانهء او بود برده چون گنج مدفون ساختند و « گنج‌بخش » تاريخ يافته شد و چون خبر وفات آن توانگر دل درويش دست را در روز مشايعت سفر بكر به مير عدل مرحومى مغفورى گفتم زار زار بگريست و بر پاكى و چستى و چالاكى او آفرين‌ها كرد و گفت اگر كسى از دنيا مجرد روى اختيار كند بايد كه اين‌چنين كند و رود كه حسين خان كرد و رفت .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
اتفاقا فقير را به مير نيز همان صحبت يادگار بود و آنچه از آن بزرگوار در آن ساعت فرموده كه ياران ما همه رفتند معلوم نيست كه ديگر شما را توانيم ديد گويا اختر درگذر بود كه همچنان شد .
تا در اين گلّه گوسفندى هست * ننشيند اجل ز قصّابى
مخفى نماند كه فقير مدت قريب نه سال در صحبت آن يگانهء روزگار بودم و اختلافى كه از او در لباس سپاهىگرى و دنيادارى با آنكه اين نام بر او حيف محض است و ستم مطلق مشاهده كردم در اكثرى از مقتدايان و مرشدان زمانه كه مانده‌اند عشر عشير آن نمىيابم . در مذهب سنّى پاك اعتقاد و در پاكيزگى صاحب صلاح و رشاد و در همت بىعديل و در شجاعت يگانه ، در تواضع با خرد و بزرگ يكسان و در بىتعينى يگانهء زمان و در تجريد بىآلايش و در خدمت بىآسايش و در توكل بىقرين و در زهد درخور صدآفرين و اگر او در اين ايام مىبود سخنان مذهب و ملت به اينجا نمىكشيد . زمانى كه حكومت مستقل در لاهور داشت استماع از ثقات دارم كه غذاى او از جهت متابعت حضرت ختم النبيّين [ و ] خير المرسلين - صلوات الله عليه و عليهم اجمعين - نان جوين بود و چندين هزار مساجد و مقابر كهنه را به تجديد مرمت فرمود و تعمير . روزى هندويى به صورت مسلمانان به مجلس او در
هامش
( 1 ) . اين كلمه در متن فارسى « اعجاز » است ، مصحح در كنار آن علامت سؤالى هم درون پرانتز قرار داده است . با توجه به كلمهء بعدى مىتوان حكم كرد كه « اعزاز » بوده است ، به ترجمه انگليسى ، جلد 2 ، پاورقى صفحهء 225 نيز نگاه كنيد .