تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
هر خيالى كه عقل‌شان بندد * چرخ بر عقل اهل آن خندد
و در اين سال شيخ بدر الدين خلف الصّدق شيخ اسلام چشتى را كه صاحب سجاده بود و از نوكرى تايب و نايب منايب پدر گشته و توفيق يافته و انزوا گزيده به رياضت و مجاهدت و ذكر و فكر و تلاوت مشغولى داشت ، شبى در عبادت‌خانه طلبيدند . او چون به مراسم آداب كه قبل از اين وضع داشت مقيد نشد در نشستن و برخاستن و حرف زدن ايذاى لسانى بسيار كرده و دواعى ديگر نيز متتابع شد از نهايت يأس و غيرت تمام بعد از سه چهار سالى خبر ناكرده به اجمير و از آنجا به گجرات رفته و جريده در غرابى نشسته به شرف حج مشرف شد و در آنجا اكثر اوقات روزهء وصال مىگرفت و در هواى گرم پاىبرهنه طواف مىكرد تا آنكه شرف كعبهء وصال و قرب ذو الجلال دريافت ، اللهم ارزقنى منه .
كمال از كعبه رفتى بر در يار * هزاران آفرين مردانه رفتى
و در اين سال شيخ بهاون كه برهمنى بود دانا از ولايت دكهن به ملازمت رسيده طوعا و رغبا شرف اسلام دريافته داخل زمرهء خاصه خيلان شد و فرمودند تا اتهربن « 1 » را كه كتاب چهارم است از چهار كتب مشهور اهل هند كه بعضى احكام آن موافق ملت اسلام است تعبير نمايند و فقير آن را از زبان هندى به فارسى ترجمه سازد و بعضى عبارت‌هاى او چون اغلاق بسيار داشت و معبر عاجز از تعبير بود و مقاصد مفهوم نمىشد به عرض رسانيدم ، اول به شيخ فيضى بعد از آن به حاجى ابراهيم سرهندى حكم ترجمهء او شد و او همچنان كه خاطرخواه بود ننوشت و اثر آن بنابر آن باقى نماند و از جمله احكام آن اين است كه تا عبارت كذايى را كه لام بسيار دارد و مثابهء كلمه طيبهء
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
است نخوانند نجات نيابند ، ديگر آنكه گوشت گاو خوردن به شرطى چند مباح است ، ديگر آنكه ميّت را دفن كنند و نسوزند و شيخ مذكور بر براهمهء هند در مباحثه غالب آمده همه را الزام داد و به اين تقريب در دين مبين درآمد ، الحمد للّه على ذلك . و در ماه شعبان اين سال گلبدن بيگم بنت بابر پادشاه عمهء شاهنشاهى كه در سال نهصد و هشتاد و دو از آگره به اتفاق سليمه سلطان بيگم بنت نور الدين محمّد ميرزا
هامش
( 1 ) . متن فارسى : تابيداتهربن ، متن از ترجمهء انگليسى اصلاح شد ( جلد 2 ، ص 216 ) .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 146 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى