چون دنيا و مافيها معلوم است اميد از كارساز بندهنواز اين است كه عاقبت به خير باشد و ختم كار بر سعادت ايمان شود ، ما عندكم ينفد و ما عند اللّه باق .
اميد از كرم كارساز ما اين است * كه نااميد نسازى اميدواران را
و اول مسأله كه در اين ايام پرسيدند اين بود كه چند زن اصيل را به نكاح آوردن درست باشد ، گفتند كه بيشتر از چهار حرّه در عقد واحد جمع نتوان كرد . فرمودند كه چون در عنفوان جوانى مقيد با اين مسأله نبوديم آن مقدار كه خواستيم زنان آزاد و بنده جمع كرديم . حالا علاج آنچه توان كرد ؟ هركدام چيزى مىگفتند . فرمودند روزى از شيخ عبد النبى شنيديم كه مىگفت يكى از مجتهدان تا نه زن هم تجويز كرده است معروض داشتند بلى ابن ابى ليلى مجتهد بر اين رفته است و بعضى نظر به ظاهر عبارت قوله تعالى :
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
تا هيجده زن هم روا داشتهاند ، اما اين روايتها همه مرجوح است و عمل را نمىشايد و شيخ عبد النبى را پرسيده فرستادند او همينطور جواب داده كه من بيان اختلاف مىكردم نه آنكه فتوى به اباحت آن داده باشم و اين معنى به طبع پادشاه گران آمده فرمودند كه بر اين تقدير شيخ با ما نفاق ورزيده بود كه آن زمان چيزى ديگر مىگفت و حالا ديگر مىگويد و اين تخم در دل جا گرفت و بعد از ردّ و بدل بسيار و جمع روايات متنوّعه فتوى دادند كه به طريق متعه آنقدر زن كه ميسر باشد خواستن مباح است و اين در مذهب امام مالك - رحمه الله - جايز است و شيعه خود فرزندى را كه از متعه پيدا مىشد بيشتر از غير آن دوست مىدارند بر رغم اهل سنت و جماعت و در اينجا هم سخنان خيلى گذشت و مجملى از آن در نجات الرشيد مذكور شده و موطّأ امام مالك را نقيب خان نمود كه در آنجا به تصريح حديثى بر منع متعه اسناد كرده و شبى قاضى يعقوب و شيخ ابو الفضل و حاجى ابراهيم و يك دويى ديگر از علما در حجرهء انوب تلاو در ملازمت نشسته بودند .
شيخ ابو الفضل معارض مشايخ شده رواياتى كه والد ماجدش جمع كرده بود در نظر آورد و در اين اثنا فقير را نيز طلب داشته پرسيدند كه شما در اين باب چه مىگوييد ؟
عرض كردم كه مآل چندين روايات مختلفه و مذاهب گوناگون به يك سخن تمام مىشود ، متعه نزديك امام مالك - رحمه الله - و شيعه به اتفاق مباح و نزديك امام