مناسبت لفظى است اين مدعا را به آن جانب بردن چه معنى داشت .
و در اين سال پيش از تحقيق مسألهء متعه سيد محمّد مير عدل را كه از او ملاحظهء تمام داشتند به جانب بكر نامزد گردانيدند و شمشير خاصه و اسب و سروپا عنايت فرمودند تا به آنجا رفت و بعد از چندگاه به ملك آخرت شتافت - رحمة الله عليه - بعد از آن مير عدلى جامهيى بود كه الى يومنا هذا بر قامت هيچكس چست نيامد ، گويا مقتضاى آن زمانه اين بود . مىگويند روزى حاجى ابراهيم سرهندى فتواى به اباحت لباس سرخ و زعفرانى داد و حديث در آن باب روانه كرد ، مير عدل در مجلس پادشاهى او را بدبخت ملعون گفته و دشنامها داده عصا براى زدن برداشت تا به حيله خلاص يافت .
و هم در اين سال حكيم ابو الفتح گيلانى و حكيم همايون كه تغير داده اول همايون قلى بعد از آن حكيم همام نام او ماندند و نور الدين قرارى تخلص هر سه برادر از گيلان به ملازمت پيوستند و برادر كلان به زور نديمى تصرفى غريب در مزاج نموده خوشامدهاى صريح گفته مماشات در وادى دين و مذهب كرده و پيش پيش رفته زود به درجهء تقرب اعلى رسيد ، بعد از چندگاه ملا محمّد يزدى كه او را يزيدى مىگفتند از ولايت آمده به ايشان ملحق شده مطاعن بىحد در شأن صحابه - رضى إله عنهم - پيدا كرده و نقلهاى غريب گفته پادشاه را خواست كه به جانب تشيّع كشد ، ناگاه بيربر حرامزاده و شيخ ابو الفضل و حكيم ابو الفتح قدم بالاتر نهاده از دين منحرف ساختند و انكار مطلق وحى و نبوت و اعجاز و كرامت و شرايع نموده كار را از پيش بردند و فقير بدين مرافقت نتوانست نمود و مآل حال اينها هر كدام به جاى خود مذكور شود ، ان شاء الله تعالى و در اين ايام قاضى جلال و ديگران را از علما فرمودند تا تفسير قرآن مجيد مىگفته باشند و در ميان علما بر سر آن غوغا بود و ديب چند مسخره راجه منجهوله مىگفت كه اگر گاو نزد حق تعالى معظم نبودى در اول سورهء قرآنى چرا مذكور شدى ؟ و چون تاريخ خوانده مىشد روزبه روز اعتقاد از اصحاب فاسد شدن گرفت و گام فراختر نهادند و نماز و روزه و جميع نبوات را تقليديات نام نهادند يعنى غيرمعقول و مدار دين بر عقل گذاشتند نه نقل و آمدورفت فرنگيان نيز شد و بعضى اعتقاديات عقلى ايشان را فراگرفتند .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: توفيق سبحانى
ص١٤٥