تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
ممالك محروسه تا فرامين مدد معاش و اوقاف و ادرارات خويش به امضاى صدر نرسانند كروريان مجرى ندهند . بنابر آن طايفهء اهل استحقاق از اقصى مشرق رويهء هند تا ولايت بكر به ملازمت رسيده هركس را كه حامى قوى از امرا و مقرّبان بود مهم‌سازى حسب المدّعاء ساخته و كسى را كه اين مرتبه ميسر نبودى به سيد عبد الرسول و ساير وكلاى شيخ تا فراشان و دربانان و سائسان و حلال‌خوران نيز رشوت‌هاى كلى دادى و گليم از آن ورطه به در بردى و بىاين هر دو صورت در ته چوب پايمال شدندى و بسيارى از ائمه نامراد در هواى گرم در آن ازدحام عام جان سپردند و اين خبر به پادشاه رسيده از فرط تعظيم و علوشأن آن صدر عالىقدر بر روى او نمىتوانستند آورد . هر وقتى كه در مسند جاه و جلال مىنشست و امراى عالىشأن اهل علم و صلاح را در ديوان‌خانهء او به طريق شفاعت مىبردند و او از راه شفاعت پيش آمده كم كسى را تعظيم مىكرد و بعد از مبالغه و الحاح و عجز بسيار به مدرس هدايه و ديگر كتب منتهيانه مثلا نهايتش تا صد بيگه كم‌وبيش تجويز مىنمود باقى زمين را كه از سال‌ها باز متصرف بودند مىبريد ، اما عامه مجاهيل و مخاذيل تا هندوان را نيز زمين ابتدا به تفصيل از خود مىداد ، به اين تقريب قيمت علم و علما روزبه‌روز كساد يافت و در عين ديوان چون بعد از نيم‌روز بر كرسى غرور نشسته وضو مىساخت قطرات آب مستعمل او همه بر سر و روى و جامهء امراى كبار و مقربان بلندمرتبه مىافتاد و هيچ تحاشى از آن نداشت و ايشان از جهت كارسازى فقيران آن معنى را برمىداشتند و به تملق و چاپلوسى و خوشامد و دلجويى به هر نوعى كه مىخواست تنزل مىنمودند و در وقت كار از او آنچه فرو برده بود برآوردند .
روستايى اگر شود قاضى * حكم‌هايى كند كه بكشندش
هرگز در زمان هيچ پادشاهى اين‌قدر تسلط و تصرف استقلال هيچ صدرى را دست نداده بود و در آن ايام فقير را امام ساخته حكم كردند كه خدمت داغ بكند و خرجى غير معتدّ به داده اول وهله فرمودند كه موافق منصب بيستى اسبان به داغ رساند و شيخ ابو الفضل كه هم در آن نزديكى رسيده و هر دو چنانچه شبلى در حق جنيد - قدس الله روحهما - گفته كه از يك تنور برآمده‌ايم از نهايت زيركى و