و اين قصيده مع ساير قصايد كه در مدت ايام شباب در بياض على حده نوشته شده و اگر عمر روزى چند از عمرم « 1 » متقاضى اجل مهلت يافت آن فرايد فوايد را به تقريبات در سلك دفتر ثانى نجات الرشيد كه دل متعلق به اتمام آن است خواهد كشيد ، ان شاء الله الميسّر الامور .
ديگرى وفايى تخلص كه به شيخ زين الدين خافى مشهور است كه در هندوستان صدر مستقل بابر پادشاه بود او صاحب مسجدى است در آگره و مدرسهيى كه آن طرف آب جون واقع شده و صاحب كمالات صورى و معنوى است و در معما و تاريخ و در بديهه يافتن و شعر و ساير جزئيات نظم و نثر و انشا بىقرينهء زمان خود بود . مىگويند كه در مجلس اول كه بابر پادشاه را ملازمت نموده بپرسيدهاند كه سن شما چند باشد ؟ بداهة گفته كه قبل از اين به پنج سال چهل ساله بودم و حالا چهل سالهام و بعد از دو سال ديگر چهل تمام مىشود . مخفى نماند كه از جامع اين منتخب نيز پرسيده بودند ، گفته كه پيش از اين به يك سال پنجه ساله بودم و حالا پنجاه سالهام و بعد از اين به ده سال پنجه ساله مىشوم . مشهور است كه شيخ زين روزى به زيارت مرقد منور سلطان المشايخ نظام اوليا - قدس الله سره - رفته و آن حكايت شيخ كه الهدايا مشترك و تنها خوشترك ، شنيده معا اين قطعه گفته كه ، قطعه :
شيخنا بادا ترا از حق هدايا بر دوام * آن كدامم من كه گويم الهدايا مشترك
گوى تنها خوشترك ز انسان كه گفتى پيش ازين * مشترك ساز ار نمىگويى كه تنها خوشترك
نظم
غم گريبانگير شد سر در گريبان چون كشم * شوق دامنگير آمد پا به دامان چون كشم
اى گريبانم ز شوقت پاره دامن چاك چاك * بىتو پا در دامن و سر در گريبان چون كشم
هامش
( 1 ) . چنين است در نسخهها .