تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مانند راى ايشان روى به زوال نهاده بود هرچند بيش از محاصره و بعد از آن نيز مردم مدبّر كارآزموده او را ترغيب به رفتن به جانب رنتهنبور و از آنجا به گجرات نمودند قبول نكرد و چون ماهى در دام افتاد . بيت :
خدا كشتى آنجا كه خواهد برد * و گر ناخدا جامه بر تن درد
و زمين‌داران قلعهء بيانه امان طلبيده حيدر محمد خان را ديدند و عهد و شرط به ايمان مؤكد گردانيده غازى خان را مع اهل و اطفال و عيال فرود آورده در محلى محفوظ منزل را معين كردند و روز ديگر تحقيق احوال دفاين و خزاين نموده از مرد « 1 » معنى تا اطفال شيرخواره به قتل رسانيد و سرها را نزد پادشاه فرستاد و پادشاه را اين ادا پسنديده نيفتاد بناء مير شهاب الدين نيشابورى بخشى را كه شهاب الدين احمد خان خطاب يافت براى تحقيق اموال غازى خان به بيانه روانه گردانيدند و حيدر خان جواهر نفيس را پنهان ساخت و اشياى سهل را نمود و قنبر ديوانه جمعيت بسيار در نواحى سنبل به هم رسانيده ، مىگفت سنبل و بر وجه سنبل و على قلى خان مثل همان است كه ديه كسى و درختان كسى و پيش از آنكه على قلى خان به سنبل رود به بداؤن رفت و از آنجا گذشته در نواحى كانت و گوله ركن خان افغان جنگ كرده غالب آمد و تا نواحى قصبهء ملانوه متصرف شده باز از پيش افغانان هزيمت يافت و در آن قلعه بسيار كس به كشتن داده به بداؤن رسيد و دست تعدى و افساد دراز كرد . هرچند على قلى خان او را نزد خود طلبيد سر به او فرود نياورده مىگفت نسبت قرب به پادشاه زياده از تو است و اين سر من به تاج پادشاهى توام است . على قلى خان آمده بداؤن را محاصره كرد و آن ديوانهء بىاعتدال در آن وقت هم ظلم به مردم شهر بيشتر از پيشتر بنياد كرد و دختر از يكى و مال از ديگرى به ستم مىكشيد و از جهت نااعتمادى بر اهل شهر خود مورچل به مورچل شبها مىگشت و اهتمام قلعه‌دارى مىنمود و فراستش با وجود آن مسوخت « 2 » و حدس او با آن ديوانگى به مرتبه‌يى بود كه نيم شبى در خانهء خالى « 3 » آمده گوش بر زمين خوابانيد و آنجا قدمى چند پيشتر رفته تجسس مىنمود ، باز به
هامش
( 1 ) . نسخه : همگى را تا اطفال شيرخواره . ( 2 ) . چنين است در يك نسخه و در دو نسخهء ديگر « مستوجب » . مترجم انگليسى اين كلمه را« Conscquence »ترجمه كرده است ( جلد 1 ، ص 599 ) . ( 3 ) . بفال .