تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
اسباب بسيار خارج از حصر به دست لشكر پادشاهى افتاد و اين اخبار در لاهور به پادشاه و تمام پنجاب و سرهند و حصار فيروزه يك قلم مفتوح شد و به ايلغار راست تا نواحى دهلى رفت و سكندر سور با هشتاد هزار سوار و فيلان نامدار و توپ‌خانهء بسيار افغانان را از هر جانب با خود جمع آورده به سرهند رسيد و بر دور معسكر خويش به دستور شير شاهى خندق و قلعه كرد و نشست و امراى پادشاهى گرد آمده سرهند را شهربند ساختند و حسب المقدور اظهار جلادت نمودند و عرايض به لاهور فرستاده استدعاى قدوم پادشاهى كرده و انتظار مىبردند پادشاه به سرعت تمام نهضت فرموده به سرهند درآمدند و هر روز مجادله و مقاتلهء صعب در ميان جوانان كارطلب از جانبين بود . چندگاهى بر اين نهج گذشت تا روزى كه نوبت يزك شاهزادهء عالميان بود ، جنگ صف انداختند و از يك جانب شاهزادهء عالم پناه و از جانبى ديگر بيرام خان و سكندر خان و عبد الله خان اوزبك و شاه ابو المعالى و على قلى خان و بهادر خان حمله‌هاى مردانه كردند و افغانان نيز حسب الامكان داد مردانگى و شجاعت دادند ، اما با طالع برگشته بس نيامدند و بعد از مجادلهء افزون از طاقت سكندر روى به فرار نهاده و لشكر منصور تعاقب نموده تا خيلى راه از افغانان مقتول خرمن‌ها ساختند و اموال و اشياى بىحد و اسب و فيل افزون از شمار غنيمت گرفته بازگشتند و از سرها منارى فرمودند و بيرام خان آن را سر منزل نام نهاده كه تا الحال موجود است و زمانه را از اين قبيل يادگار بسيار است و هنوز خواهد بود . مثنوى :
به ره كين ذرّه‌هاى گرد « 1 » بينى * سليمانى ز باد آورد بينى
و ديگرى فرمايد ، بيت :
هر آن خاكى كه آرد تند بادى * فريدونى بود يا كيقبادى
و « شمشير همايون » تاريخ اين فتح يافتند چنان كه مىگويند ، رباعى :
منشىّ خرد طالع ميمون طلبيد * انشاى سخن ز طبع موزون طلبيد تحرير چو كرد فتح هندوستان را * تاريخ ز « شمشير همايون » طلبيد
سكندر به جانب كوه سوالك رفت و سكندر خان اوزبك متوجه دهلى گشت و
هامش
( 1 ) . در دو نسخهء ديگر « و زرهاى گرد » اما احتمالا « ذرّه‌هاى گرد » بوده باشد .