تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
مولانا قاسم كاهى اين تاريخ يافته . قطعه :
كامران آنكه پادشاهى را * كس نبودست همچو او درخورد شد ز كابل به كعبه و آنجا * جان به حق داد و تن به خاك سپرد گفت تاريخ او چنين كاهى * پادشه كامران به كعبه بمرد
و ويسى شاعر گفته ، قطعه :
شه كامران خسرو نامدار * كه در سلطنت سر به كيوان رساند مجاور شد اندر حرم چار سال * به كلّى دل از قيد عالم رهاند ز بعد وقوف حج چارمين * به احرام حج جان به جانان فشاند چو در خواب ويسى درآمد شبى * عنايت نمود و سوى خويش خواند بگفت ار بپرسندت از فوت ما * بگو شاه مرحوم در مكه ماند
ميرزا كامران پادشاهى بود شجاع و صاحب همت‌عالى و جواد و خوش‌طبع و پاك‌مذهب و پاكيزه‌اعتقاد كه هميشه با علما و فضلا صحبت مىداشت و اشعار او مشهور است و چندگاهى در وادى صلاح آن‌چنان استحكام داشت كه حكم بر انداختن انگور از قلمرو خود فرمود . بعد از آن آن‌چنان به شراب مبتلا شد كه رنج خمار نمىكشيد و عاقبت تائب و پارسا از عالم رفت كه ( الامور « 1 » بالعواقب ) و اين واقعه در سال نهصد و شصت و چهار ( 964 ) روى نمود و ميرزا عسكرى بعد از كشته شدن قراچه خان در جنگ اخير به كابل به دست لشكريان پادشاه گرفتار شد و خواجه جلال محمود ديوان او را در بدخشان برده به ميرزا سليمان سپرد و چندگاهى مقيد بود باز خلاص يافت . ميرزا سليمان او را به جانب بلخ روانه گردانيد تا از آن راه متوجه حرمين شريفين شد . چون در وادى كه ميان شام و مكهء معظمه واقع است رسيد به مقصد نارسيده از آن باديه به كعبهء حقيقى شتافت كه ميعاد همه است و تاريخ آن واقعه اين است : « تاريخ عسكرى پادشاه دريادل » . بيت :
چه آلايى انگشت از خون دنيا * كه شهديست آلوده با زهر قاتل
و مآل حال ميرزا هندال اين بود كه بعد از آنكه ميرزا كامران در مرتبهء اخير شكست يافته پناه به افغانان برده بود و حاجى محمد خان كوكى به جهت كثرت
هامش
( 1 ) . نسخه : فى .