بهكر عزيمت نمودند و به تاريخ يكشنبه پنجم شهر رجب در سال نهصد و چهل و نه ( 949 ) . ولادت با سعادت خليفة الزمانى اكبر پادشاه در ساعت سعد در امركوت واقع شد و اين مژده را تردى بيگ خان در آن منزل به عرض پادشاه رسانيد و اين نام سعادت فرجام مانده ، به جانب بهكر گران ركاب گشتند و در منزل چول شاهزادهء فرخنده لقا را طلبيده به ديدار خجسته آثارش مسرور شدند و لشكريان كه حيلت بىوفايى در جبلت ايشان چون مكر در طبع روزگار مركوز بود تا منعم خان نيز يكان يكان فرار مىنمودند و در اين ايام بيرام خان از گجرات آمده ملازمت نمود و بودن در آن ولايت از تدبير دور ندانسته عزيمت قندهار مصمم ساختند و ميرزا شاه حسين اين معنى را غنيمت دانسته بر حسب طلب سى كشتى و سيصد شتر فرستاد و پادشاه از آب سند عبور فرمودند و در آن زمان ميرزا كامران قندهار را از ميرزا هندال گرفته و به ميرزا عسكرى سپرده بود و ميرزا هندال را غزنين داده خطبهء خود خواند و بعد از چندگاهى آن را نيز تغيير داده و ميرزا هندال در كابل ترك سلطنت كرده به وضع درويشان به سر مىبرد و ميرزا كامران به موجب اغواى ميرزا شاه حسين به ميرزا عسكرى نوشت كه سر راه پادشاه را گرفته هر نوعى كه تواند به دست آرد و در هنگامى كه قصبهء شال « 1 » مستانگ « 2 » منزل او بود ميرزا « 3 » عسكرى از قندهار ايلغار كرده و چولى « 4 » بهادر نام ازبكى را براى خبرگيرى فرستاد و او يك سره تاخته به منزل بيرام خان نيم شبى آمده خبردار ساخت و بيرام خان به سرعت از عقب سراپردهء پادشاهى آمده صورت حال معروض داشت . همان زمان قطع نظر از قندهار و كابل و منازعت برادران نموده و كلمة الفراق گفته راه عراق پيموده با بيست و دو نفر كه بيرام خان و خواجه معظم از آن جملهاند سوار دولت شدند و خواجه معظم و بيرام خان را به آوردن پادشاه بيگم و شاهزادهء جهانيان تعيّن نمودند و اسبى چند از تردى بيگ طلب داشتند او باز داغ خسّت و خجالت بر پيشانى كشيده كوتاهى كرده از همراهى هم باز ماند و شاهزاده را چون يك ساله بود به تقريب حرارت هوا و بىآبى راه به اتابكى اتكه خان در اردو گذاشتند و بيگم پادشاه را
هامش
( 1 ) . نسخه : سال مستان .
( 2 ) . متن فارسى : شال مشانگ از ترجمه انگليسى اصلاح شد .
( 3 ) . نسخه : ميرزا هندال .
( 4 ) . نسخه : جوكى .