تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
فرمودند در حالت ياس كارد از يكى و خنجر از ديگرى كشيده چون خوكان تير خورده درافتادند . چندى را از معاندان از مرد و زن و اسب هر چه پيش آمد هلاك ساختند و به قتل رسيدند . از آن جمله اسب پادشاهى بود و پادشاه در آن وقت از تردى بيگ چند اسب و شتر طلب فرمودند ، او خسّت ورزيد و پادشاه بر شترى سوار شدند تا آنكه نديم كوكه اسب سوارى مادر خود را كه خود در جلو او در آن بيابان تفسيدهء تنور آتش پياده مىرفت به پادشاه گذرانيد و مادرش بر آن شتر سوار گشت و آن راه كه اين‌چنين صعوبت داشت و هر زمان و هر دم خبر آى آى مالديو بود به صد محنت و مشقت راه طى كردند و شب در ميان به جاى مامون رسيدند . اتفاقا هندوان مالديو شباشب تعاقب نموده و راه غلط كرده صباح در درهء تنگ به چنداولان اردو كه مجموع بيست و دو نفر و منعم خان و روشن بيگ كوكه و جماعت ديگر كه از آن جمله بودند رسيده ، جنگى واقع شد . در حملهء اول سردار هندوان به زخم تير به جهنم رفت و جمعى كثير به قتل رسيده تاب نتوانستند آورد و شتر بسيار غنيمت اهل اسلام گشت و اين فتح باعث خوشحالى تمام گرديد و از آن منزل كوچ كرده و آب برداشته بعد از سه روز به منزلى رسيدند كه به جهت عمق آب بر سر چاه دهلى مىنواختند تا آواز آن به جايى كه گاو آبكش مىبود مىرسيد و از جهت بىآبى خلقى انبوه به ستوه آمده چون آب در آن ريگستان كه درياى ريگ روان بود تلف و غايب شدند و اسب و شتر بسيار كه بعد از تشنگى فوق الحد آب خوردند از نهايت سيرابى هلاك شدند و چون آن بيابان سراب‌نماى چون محنت بلاديدگان اردو پايانى نداشت به ضرورت راه گردانيده به جانب امركوت كه درصد كروهى تته است عنان تاب شدند و حاكم امركوت رانا نام با پسران به استقبال بر آمده حسب المقدور خدمات شايسته به جا آورد و پادشاه آنچه در خزينه داشتند به مردم بخش كردند و به جمعى كه نرسيده از تردى بيگ و ديگران به رسم مساعدت گرفته دادند و زر نقد و كمر و خنجر به پسران رانا انعام فرمودند . رانا به تقريب اينكه پدرش را ميرزا شاه حسين ارغون به قتل رسانيده بود به داعيهء انتقام جمعى كثير را از اطراف گردآوريده ملازم ركاب همايون شد و رخت و بنه به امركوت به حفظ و حراست خواجه معظم برادر بيگم پادشاه بازگذاشته به جانب