ديگر تصانيف بود ، براى نصيحت و منع او از آن داعيه فرستادند به وقت عبور از دريا جمعى از قلعهء بكر بيرون آمده اهل كشتى را زير تيرباران گرفتند و مير مغفور به زخم تير جانگداز اجل غريق بحر شهادت شدند و اين قضيه در سال نهصد و چهل و هشت ( 948 ) روى نمود و « سرور كائنات » تاريخ يافتند و ميرزا يادگار ناصر بعد از قبول نصيحت و مشورت در بكر ماند و پادشاه عازم تته شدند و بسيارى از مردم اردو جدا شده به ميرزا ملحق گشتند و به جهت افزونى محصول اوقات به فراغ مىگذاشتند و ميرزا قوت گرفت و پادشاه از آب عبره كرده قلعهء سياهوان را محاصره داشتند و ميرزا شاه حسين كمك و آزوقه به مردم آنجا فرستاده و به كشتى نشسته نزديك به اردو رسيده راه رسد را مسدود ساخت و مدت محاصره به هفت ماه كشيد و فتح روى ننمود و از ممرّ قحط و بىنمكى بىمزگى تمام دست داد . بيت :
هر مايدهيى كه دست پخت « 1 » فلك است * يا بىنمك است يا سراسر نمك است
و كار بر لشكريان تنگ گشته از غلّه بر گوشت حيوانات قانع شدند و آخر اميد از آن هم منقطع گشت . بيت :
گرسنه شكم بر نمد دوخت چشم * كه همسايهء گوشت بوده است پشم
و كس مكرر به طلب ميرزا يادگار ناصر در بكر فرستادند تا به اتفاق او ميرزا شاه حسين را دفع نموده قلعه را يك رويه سازند . او مددى فرستاد كه به كار نيامد و پريشانى حال اردو را شنيده صرفهء خود در رفتن نديده ، توقف در بكر « 2 » نمود و ميرزا شاه حسين او را به فريب تطميع سلطنت آن ملك و خطبه و سكه به نام او كرده وعدهء اطاعت و عقد دختر خويش داده از راه برده به پادشاه مخالف ساخت و كشتىهاى پادشاهى را به تمام متصرف گشت و پادشاه به جهت چندين بواعث كه هر كدام از آن علتى مستقل بود از براى ويرانى و پريشانى لشكر از دور قلعه برخاسته و ناچار العود احمد گفته به جانب بهكر بازگشتند و چند روز به جهت كشتى معطل گشته به وسيلهء دو زميندار كشتىها را كه ميرزا غرق كرده بود پيدا كرده به بهكر رسيدند و ميرزا به تقريب رفع خجالت پيش از آنكه به ملازمت « 3 » آيد ايلغار بر سر
هامش
( 1 ) . نسخه : دستساز .
( 2 ) . نسخه : بهكر .
( 3 ) . نسخه : به دفع .