تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
مىانداخت و آتشبازى در قلعه بسيار بود و غازى خان پدر ابراهيم خان از هندون آزوقه « 1 » به راه كوهستان قبله رويهء بيانه مىرسانيد و هيمون تا سه ماه اين قلعه را در محاصره داشت و ولايت بيانه را از اطراف و جوانب تاخت و نهب و غارت مىكرد و كتبى كه والدهء مرحوم داشت در بساور اكثرى به تاراج رفت و قحط سالى عام در تمام ممالك شرق رويهء هند افتاد ، خصوصا در آگره و بيانه و دهلى به مثابه‌يى بود كه يك سير غلهء جوارى به دو و نيم تنكه رسيده بود و يافته نمىشد و اكثر مردم دنيادار خانه‌ها را بسته ده ده بيست بيست و زياده يك‌جا مرده بودند كه نه گور يافتند نه كفن و هندوان نيز بر اين قياس و اوقات عوام الناس از تخم خار مغيلان و حشيش جنگلى « 2 » و چرم گاو كه اغنيا مىكشتند و مىفروختند مىگذشت . و بعد از چند روز دست و پا ورم كرده مىمردند و « خشم ايزد » تاريخ آن سال يافتند و جامع اوراق به اين چشم گناهكار خود ديده كه در آن ايام آدم آدم را مىخورد و چنان صورت مهيب داشتند كه به جانب ايشان كسى نگاهى نمىتوانست كرد و اكثر آن ولايت چه از جهت امساك باران و قحطى غله و ويرانى و چه از ممر كشاكش بسيار فتنه و آشوب دو ساله خراب شد و مزارعان و رعايا نماندند و متمردان شهرهاى اهل اسلام را مىتاختند و از جملهء غرابتى كه در سال نهصد و شصت و دو ( 962 ) در وقت محاربهء سكندر و ابراهيم روى نمود افتادن آتش بود در قلعهء آگره و مجمل آن قضيه چنان است كه زمانى كه آگره از لشكر عدلى خالى ماند ، امراى غازى خان سور در قلعهء آگره آمده به تهيهء اسباب و نگاه داشتن آزوقه قيام نموده حجره‌هاى كارخانه‌ها را مىديدند . اتفاقا در هنگام سحر در حجره‌ها چراغى گرفته سيرى مىكردند و شررى از آن در حجره‌يى كه پر از داروى تفنگ بود افتاد در طرفة العينى آتش در گرفت سر به كرهء اثير كشيد و زلزلهء عظيم شد ، چنانچه اهل شهر قيام قيامت گمان بردند و از خواب برخاسته كلمهء توحيد و توبه و استغفار بر زبان مىراندند و تختهء سنگهاى گران و ستون‌هاى سنگين بريده از آن طرف آب جون به چند كروه رفت و خلق عظيم تلف شدند تا آنكه دست و پاى آدميان و ساير حيوانات تا پنج و شش كروهى پريد چون نام ارك آگره در اصل بدل گره بود « آتش بدل گره » تاريخ
هامش
( 1 ) . نسخه : آذوقه . ( 2 ) . در دو نسخه « جنگلى بود » آمده است .