تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
سنهء سبع و خمسين و تسعمائة ( 957 ) روى داد و جامع اوراق كه در آن زمان ده ساله بود اين دو تاريخ يافت اول « ذاكر إله » ، دوم
« سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً »
. و از جملهء وقايع عهد اسليم شاهى قتل خواص خان است . مجمل اين قضيه آنكه ، خواص خان چون بعد از جنگ نيازيان گريخته به دامن كوه رفت ، اسليم شاه تاج خان كرّانى را كه برادر سليمان كرّانى و عالم‌ترين و فاضل‌ترين سلسلهء افغانان بود ، در آن حدود نامزد گردانيده از مقام بن به او فرمان نوشت كه خواص خان را هر چند به عهد و سوگند هم باشد از كوه فرود آورده كار او را تمام‌سازى و به جهت استحكام امكنهء آن جبال تاج خان چون كارى نتوانست كرد ، فرمان عهد و قول سليم شاه را به او فرستاد . او از روى مسلمانىها باور كرده آمده تاج خان را ديد و تاج خان در ساعت او را به قتل رسانيده سرش را نزد اسليم شاه در قصبهء بن فرستاده جسد او را در قصبهء سرستى از نواحى سنبل دفن ساخته از آنجا به دهلى آوردند و اين واقعه در سنهء تسع و خمسين و تسعمائة ( 959 ) روى داد و « مصيبت به عالم شد » تاريخ يافتند « 1 » و يكى از جملهء علوّ همت او اين بود كه همراه شير شاه چون به كالپى رسيد دو لك روپيه به حلواييان آن بلده داد تا به مرور نبات مصرى را به رنتهنبور مىفرستاده باشند و همچنين تمام باغات انبهء بيانه را زر داد تا انبه هر روز در منازل امرا و فقرا مىرسانيده باشند . در همين اثنا اجل شير شاه رسيد و اسليم شاه كسان گماشت تا مبلغ بيست و چهار هزار روپيهء او بازيافت نموده از وجه بقاياى آن زر تحصيل كرده و اصل خزانهء او گردانيدند و در همين سال شيخ عبد الحى ولد شيخ جمالى كنبوى دهلوى كه به فضايل علمى و شعرى آراسته و صاحب سجاده و نديم و مصاحب خاصّ الخاص اسليم شاه بود وديعت حيات سپرد و سيد شاه مير آگره اين تاريخ يافت ، بيت :
گفت نامم همى شود تاريخ * بنده وقتى كه در ميان نبود
و از جملهء وقايعى كه در ايام اقامت اسليم شاه در مقام بن روى نمود آن بود كه روزى اسليم شاه ما بين دو نماز بر اسبى راهدارى مربع نشسته جريده از اردو به طريق عادت معهود به سير قلعهء مان‌كهر كه به مسافت پنج شش كروه تخمينا بود
هامش
( 1 ) . در « مصيبت به عالم شد » تاريخ نهصد و هشتاد و نه است ، پس خلاف ظاهر است .