تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
حكم به اخراج شيخ علايى شده بود و حال آنكه بهار خان مريد و معتقد او گشته و تمام لشكر به او گرويده چنانچه خويشان از هم تبرا جسته به مذهب او درآمده‌اند و احتمال خلل در ملك است ، اسليم شاه او را از آنجا طلب نموده نسبت به پيشتر خود بيشتر مقيد شده تا آن قضيه به فيصل رسد و چون ملا عبد الله را صاحب غرض دانسته بود و عالمى ديگر را از علماى دهلى و آگره قابل تشخيص اين بحث نمىيافت ، شيخ علايى را در اين مرتبه حكم كرد تا در بهار پيش شيخ بده طبيب دانشمند كه شير خان از نهايت اعتقاد كفش پيش پاى او مىنهاد و بر ارشاد قاضى شرحى معتبر نوشته و مشهور است فرستند و به موجب گفتهء او عمل نمايند . شيخ علايى چون آنجا رفت ، از اندرون خانه‌هاى شيخ بده طبيب آواز سرود و ساز شنيد و بعضى مكاره طبعى و شرعى ديگر نيز كه ذكر آن استهجانى صريح دارد در مجلس او ديد و بىاختيار امر معروف و نهى منكر كرد . شيخ بده چون بسيار فانى و معمر بود و قدرت تكلم نداشت اولاد و احفادش جواب دادند كه بعضى رسوم و عادات كه در هندوستان شايع شده از آن قبيل است كه اگر آنها را منع كنند كيف ما اتفق ضررى و نقصانى دنيوى و جانى و بدنى به مانع عايد شود . زنان هنديه كه طايفهء ناقص‌اند آن نقصان را نتيجهء احتساب مىدانند و در آن صورت كافر مىشوند . به هر حال در تجويز فسق از تجويز كفر شايد بزه كمتر باشد . شيخ علايى گفت اين خيال فاسد است به اين دليل كه زمانى كه نقصان دنيوى در اعتقاد ايشان نتيجه تغير نامشروعى باشد و امر معروف را سبب موت شخصى و ضرر مال و جاه او دانند از اول مسلمان نيستند تا ملاحظهء اسلام ايشان كرده شود و سخن در صحت نكاح است ، چه جاى آنكه غم مسلمانى ايشان بايد خورد كه ( البنأ على الفاسد افسد ) . آن جماعت ملزم شدند ، اما شيخ بده طبيب از روى انصاف در مقام اعتذار و استغفار درآمده ، شيخ علايى را تحسين نموده به تعظيم و احترام تمام پيش آمد و اول مكتوبى به اسليم شاه نوشت به اين مضمون كه چون مسئلهء مهدويه موقوف عليه ايمان نيست و اختلاف بسيار در باب تعين علامات مهدى واقع است بنابر آن حكم به كفر و فسق شيخ علايى نمىتوان كرد ، غايتش شبههء او را مرتفع بايد ساخت . اينجا كتاب كمياب است و در كتابخانهء علماى آنجا بسيار خواهد بود تحقيق
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 279 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى