تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
مكهء معظمه رفته و سلوك اطوار مختلفه كرده و به مير سيد محمد جونپورى - قدس الله سره العزيز - كه دعوى مهدى موعود كرده بود گرويده و طريقهء مهدويت گزيده از سفر حجاز آمده در بيانه توطن نمود و در گوشهء باغى از آبادانى دور تر به كنار حوض مسكن ساخته آب بر سر خود مىكشيد و چون وقت نماز مىرسيد بعضى از كاسبان و هيزم‌كشان و آبكشان را كه گذر در آن مقام مىافتاد جمع كرده اقامت نماز جماعت را لازم مىداشت ، به مثابه‌يى كه اگر كسى را مايل به جماعت نمىيافت پلى چند به او داده ترغيب نموده ثواب جماعت از دست نمىداد و شيخ علايى چون روش او را ديد بسيار خوش كرد و به اصحاب خويش گفت كه دين و ايمان اين است كه ميان عبد الله نيازى دارد و روشى كه ما گرفتار آنيم جز بت‌پرستى و زنّاردارى نيست . رباعى :
تا يك سر موى از تو هستى باقى است * انديشهء كار بت‌پرستى باقى است گفتى بت و زنار شكستم رستم * اين بت كه ز پندار پرستى باقى است
و طريقهء آبا و اجداد خود را ترك داده دكان مشيخت و مقتدايى را بر هم زده و پا بر سر پندار و غرور نهاده در پى استرضاى غرباى خويش گشت و به طريق فروتنى و خوارى كفش پيش پاى جماعتى كه ايشان را سابق آزرده بود مىنهاد و مدد معاش و لنگر و خانقاه گذاشته و وادى ترك و تجريد پيش گرفته آنچه اسباب دنيوى تا كتب هم كه داشت همه را بر فقرا ايثار كرد و با حليلهء خويش گفت كه مرا درد طلب حق گريبان‌گير گشته اگر بر فقر و فاقه صبر مىتوانى كرد همراه من باش بسم الله و گرنه حصهء خود از اين اموال برآور و زمام اختيار بر دست خود بگير و برو . ع :
دارى سر ما و گرنه دور از بر ما
او خود برين شيوه اشدّ رضا داشت ، بيت :
كار دين بعضى زنان شايد به از مردان كنند * در دليرى شير ماده بهتر از شير نر است
و در جوار ميان عبد الله آمده از او به طريق پاس انفاس تلقين ذكر به روشى كه ميان اين طايفه مقرر است گرفت و معانى قرآنى و نكات و دقايق و حقايق آن به آسانى بر او مكشوف گشت و جمعى كثير از احباب و اصحاب كه با وى جهت اتحاد و اعتقاد داشتند بعضى مجرد و بعضى متاهّل صحبت او را به جان اختيار