تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
نيازيان نيز براى ننگ و ناموس تركش بسته و از آن جمله والده و حرم اعظم همايون بود كه به كشميريان جنگ كرده از هر طرف زير سنگ‌باران پنهان شدند و يك تن جان به سلامت نبرد و مىگويند كه در عهد شير شاه جماعتى از افغانان قبيلهء سنبل را در دهنكوت نيازيان به عهد و قول طلبيده دو هزار كس ايشان را به موجب فرمودهء شير شاه به قتل رسانيده زن و بچهء ايشان را علف تيغ گردانيده بودند و بعد از پنج سال همان آش در كاسهء ايشان بود و در اين دار مكافات سزاى اعمال خود دست به دست يافتند در آن تنگناها و درها هر سه برادران را به قتل رسانيده سرهاى ايشان را نزد اسليم شاه تحفه فرستادند و دخترى نيز از آنجا براى او روانه گردانيدند و شمه‌يى از اين احوال در تاريخ كشمير منقح ايراد يافته كه به حسب تأليف مقدم و به حسب ترتيب مؤخر است و در زمانى كه اسليم شاه افواج بر سر كهكران و جماعت جانوهه كه در جاهاى مستحكم بر كنار آب بهت تحصن جسته بودند نامزد ساخته خود به عمارت قلعهء مال گره اشتغال داشت و كامران ميرزا بعد از جنگ‌هاى بسيار محمد همايون پادشاه از كابل فرار نموده پناه به اسليم شاه آورد تا باشد كه او كمكى دهد و به قوت آن كابل را بگيرد و آب رفته به جوى باز آيد و اسليم شاه بعد استماع اين خبر از تمامى لشكر خويش هيمون « 1 » بقال مشهور را كه در اين ايام به تقريب سعايت و كفايت از شحنگى بازار به درجهء اعتبار رسيده بود انتخاب نموده با جمعى ديگر از افغانان در نواحى رهتاس به استقبال ميرزا فرستاد و اگرچه اسليم شاه اين معنى را در زعم خويش به تقريب نااعتمادى « 2 » بر طايفهء افغانان و اعتماد تمام بر هيمون باعث مزيد اعتبار ميرزا تصور كرده بود ، اما ميرزا اين ادا را سهل شمرده از قبيل اول خم دردى دانسته از آمدن خويش پشيمان شد . ع :
الآن قد ندمت و لا ينفع الندم
و با وجود اين هم اعتقاد ميرزا آن بود كه شايد اسليم شاه تلافى نموده در وقت ملاقات به شرايط تعظيم و اكرام قيام نموده پيش خواهد آمد . او خود روز بارعام در مقام جبروت درآمده و بر تخت فرعونيّت و شدّ اديّت نشسته به سرمست خان افغان ، داود زئى كه منصب باربكى داشت فرمود تا ميرزا را مانند نوكران آحاد الناس
هامش
( 1 ) . متن فارسى : هيموى . ( 2 ) . نسخه : نااعتميدى .