عبارت از امين باشد و ديگران به ترتيب سر فرود آورده به ادب تمام هر كدام به جايگاه معين مىنشستند و دبيرى مىآمد و آن حكم نامه را كه به مقدار هشتاد بند كاغذ بود كمابيش مبوّب و مفصّل مىخواند و هر مسألهيى كه اشكال مىداشت به جميع شقوق و انواع در آن مىيافتند و به عمل درمىآوردند و اگر فرضا اميرى از امرا خلاف آن حكم مىكرد ، دبير صورت واقع را نوشته به درگاه مىفرستاد و مخالف معا با خيل و تبار خويش به سزا و جزا مىرسيد و اين معامله تا آخر زمان اسليم شاه استمرار يافت و جامع اين منتخب در سال نهصد و پنجاه و پنج ( 955 ) خردسال بود كه در ولايت بجواره از توابع بيانه با لشكر فريد تارن پنجهزارى همراه جدّ مادرى خويش عليه الرحمه رفت و اين روش و طرح را ديد و هم در سنهء اربع و خمسين و تسعمائة يا خمس ( 955 ) و الله اعلم ، خواجه ويس سروانى كه بر سر اعظم همايون نامزد بود در حدود دهنكوت با نيازيان جنگ كرده شكست يافت و اعظم همايون قوت گرفته و تعاقب نموده تا سهرند آمد و اسليم شاه لشكرى گران بر سر باغيان فرستاد تا باز در همان حدود جنگ كردند و در اين مرتبه نيز شكست بر نيازيان افتاد و بعضى زنان نيازيان اسير شدند و همه را در گواليار فرستادند و اسليم شاه ناموس آنها را شكست و به فواحش اردوى خود علم و سراپرده و اسباب حشمت نيازيان را كه به دست افتاده بود داده و يكى را سعيد خان و ديگرى را اعظم خان همايون و شهباز خان ناميد و بر اين قياس خطابها مقرر ساخت و نقارهها به ايشان بخشيد تا وقت نوبت بر درهاى خويش مىنواختند و لوندان طبل علا « 1 » مىزدند و سگ فلكم مىگفتند و اين جماعت چون هر شب جمعه به دستور فواحش هند به سلام اسليم شاه مىرفتند و نقيبان و معرفان به آواز بلند مىگفتند كه پادشاه هم نظر دولت كه فلان خان نيازى و به همان خان دعا مىكند و اين معنى بر طايفهء افغانان كه همه يك قبيله و يك جهت بودند بسيار گران مىآمد و دلها از او تنفر بسيار پيدا كرده بود و بعضى مىگويند كه خطابهاى نيازيان و دادن علم و نقاره در مرتبهء اول بود ، و الله اعلم . و اعظم همايون كه در مرتبهء اخير شكست يافت ديگر كمر نتوانست بست و جمعيت نيازيان از هم پاشيده روز به روز روى به
هامش
( 1 ) . نسخه : علالا مىزدند .