تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
بر سزاول خان انداخت و او زخمى شده به منزل رفت و اين معنى را حمل بر اغواى اسليم شاه نموده راه مالوه پيمود و اسليم شاه تعاقب او نموده تا ولايت بانس‌واله رفت و چون سزاول خان در ميان زمين‌داران سرور « 1 » گم شد اسليم شاه عيسى خان سور را با بيست هزار سوار در اوجين گذاشته به پاى تخت رسيد و اسليم شاه در اوايل سلطنت پنج پنج هزار در سر كارهاى بزرگ هندوستان تعيين كرد ، از آن جمله مبارز خان پسر نظام سور را كه عم‌زاده و خسر پورهء اسليم شاه بود و آخر سلطان محمد عدلى خطاب يافت در نواحى اجاون از سركار سنبل بيست هزارى ساخته گماشت تا خواص خان و ديگر امرا سر در آن ولايت نتوانند كشيد و پابنده خبرك « 2 » را نايب او گردانيد و همچنين در اوايل جلوس حكم كرده بود كه در ميان هر دو سراى شير شاهى كه به فاصلهء يك كروهى راه بود سراى ديگر به همان اسلوب سازند و مسجدى و مقرى و سقايهء آبى و طعام لنگرى از خام و پخته براى هندو و مسلمان مهيا دارند و از جملهء احكام او اين بود كه مدد معاش ائمهء جميع ممالك محروسهء هندوستان را كه شير شاه داده و سراها آبادان كرده و باغها ساخته بودند تغيير دهند و نه كم و بيش سازند . ديگر آنكه پاتران را از امرايى كه اكهاره داشتند و آن در هند مشهور است همه گرفتند و فيلان نيز همچنان كشيده گرفت و غير از ماده فيلى زبون لايق باركشى با هيچ كسى نگذاشت و حكم كرده كه سراپردهء سرخ خاصه او را باشد . ديگر اينكه جميع ولايت را خاصهء خود ساخته و بر آيين و رسم داغى كه شير شاه ابداع كرده بود سپاهيان را زر نقد مىدادند . ديگر آنكه حكم نامه‌ها در اطراف ولايت به هر سر كارى نوشت كه شامل جميع معاملات و مهمات دينى و ملكى و مالى باشد و نقير و قطمير ضرورى و بر بستهايى كه سپاهى و رعيت و سوداگر و طوايف مختلف را به كار آيد و حكام را سلوك بايد كرد در آن مندرج بود خواه موافق شريعت باشد خواه نه و هيچ احتياج نبود كه در آن باب رجوع به قاضى و مفتى بايد كرد و امراى پنج هزارى و ده هزارى و بيست هزارى هر روز جمعه خيمهء بلند هشت سرغه برپا كرده ، كفش سليم شاه را با تركشى كه به سرداران داده بود بر سر كرسى مىداشتند و نخست از همه سردار لشكر ، بعد از آن منصف كه
هامش
( 1 ) . نسخه : سرود . ( 2 ) . نسخه : خزك .