تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
انحطاط نهاد و نيازيان اول پناه به كهكران در نواحى رهتاس برده كوهستانى را كه متصل به ولايت كشمير هست ملجا و مقر خويش ساختند و اسليم شاه از براى قمع مادهء فساد ايشان با لشكرهاى گران حركت نموده و به پنجاب رسيده در ميانهء كوهستان شمالى جاى مضبوط و مستحكم اختيار كرده براى نگاه داشتن تهانه پنج قلعه بنياد نهاد . مانكوت و رشيدكوت و غير آن و مدت دو سال طايفهء افغانان ديونژاد را سنگ‌كشى و چونه‌كشى فرمود و از بس بدگمانى كه در حق آن طايفه داشت خاك مذلت و ادبار بر فرق ايشان بيخته ، در اين مدت يك فلوس و جيتل نداد و جمعى را كه از اين محنت خلاص يافتند بر سر كهكران نامزد شده پيوسته جنگ و جدل به آنها مىكردند و كهكران عادى سر و شكل روزانه با افغانان محاربه داشتند و شبها به طريق دزدان به اردو درآمده هر كه را مىيافتند خواه زن خواه مرد اصيل يا بنده برداشته مىبردند و در حبس به اقبح وجوه نگاه مىداشتند و مىفروختند و افغانان خط به بينى كشيدند و به رسوايى تخلص آوردند و هيچ‌كس را مجال عرض اين احوال به اسليم شاه نبود . تا آنكه روزى شاه محمد فرملى كه از امراى نامدار هزال و خوش‌طبعان مشهور هند و نديم مخصوص گستاخ بود ، گفت كه پادشاهم دوش در خواب چنان ديدم كه سه خريطه از آسمان فرود آمد در يكى خاك و در يكى زر و در يكى كاغذ ، از آن جمله خاك بر سر سپاهى افتاد و زر به خانهء هندوان دفترى رفت و كاغذ به خزينهء پادشاهى ماند . اسليم شاه را اين سخن خوش آمد و وعده كرد كه بعد از مراجعت به گواليار محاسبان حساب دو سالهء سپاهيان نموده زر ادا نمايند از قضا آن حكم به عمل درنيامد كه در همان ايام اجل با وى دست و گريبان شده بود . بيت :
چارهء من بكن امروز كه سودى ندهد * نوش‌دارو كه پس از مرگ به سهراب دهند
و مآل حال نيازيان به آن منجر شد كه چون سورت « 1 » ايشان شكست و به كشمير درآمدند ، كشميريان كه در اصل مكّار و غدّار آمدند ، اول نيازيان را از راجورى به فريب طمع در سلطنت طلب نمودند آخر راهبران ايشان بس خم زده احشام كشمير را سپر دادند به موجب اشارت اسليم شاه سر راه بر ايشان گرفتند و تا آنكه زنان
هامش
( 1 ) . نسخه : صورت .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى