آگره معاودت نمود و از آنجا به گواليار رفت كه آن را پاىتخت ساخته بود و خواص خان و عيسى خان نيازى كه با يكديگر متفق بودند ، چون از معركه عنان تاب شدند ، عيسى خان به دامن كوه درآمد و خواص خان با پانصد ششصد سوار گريخته به لاهور آمد « 1 » و اسلام خان و شمس خان نوحانى را به حكومت لاهور نامزد گردانيد و زمانى كه شمس خان به سى كروهى لاهور به مهمى برآمده بود ، خواص خان با ششصد چهار صد سوار كه هر سوارى مقاومت با فوجى توانستى كرد به عزم تسخير لاهور آمده در باغ كامران ميرزا فرود آمد و مردم لاهور قلعه بند شده تا آمدن شمس خان شهر را نگاه داشتند و خواص خان درختان بلند سفيدار و چنار آن باغ را از پاى انداخته پى ساختن شاطور و زينه شده بود . مسرعان خبر آوردند كه راى حسين جلوانى و امراى ديگر سليم شاهى با سپاهى سى هزار سوار در نزديكى لاهور رسيدند . خواص خان بعد از كنكاش با عيسى خان از سر محاصره برخاسته پنج شش كروه راه به استقبال رفته با پانصد سوار كارآزماى جنگى خود را بر آن سد آهنى زد و راى حسين مردم خود را گفته راه دهيد تا اين بلاى سياه از ميانه به در رود . او فوج سليم شاهى را رخنه كرده باز از آن جانب حمله آورده بشورانيد . در اين مرتبه زخمى به زانوى او رسيد و از اسب به زمين آمد و مخالفان او را آن قدرت نبود كه خود را به دو رسانيده دستگير سازند تا بالاى چهارپايى برداشته او را از آن معركه علانيه به دربردند و راى حسين مردم خود را از تعاقب منع نمود و خواص خان به سلامت جانب نكركوت و از آنجا به دامن كوه كماون رفت و مآل حال وى عن قريب به جاى خود مذكور خواهد شد ، ان شاء الله تعالى ، و نيازيان طمع بر حكومت كشمير بسته به فريب كشميريان در بيغولهها رفتند و مقيم زاويهء عدم گشتند ، چنانچه مذكور شود ، ان شاء الله تعالى .
و در سنهء اربع و خمسين و تسعمائة ( 954 ) افغانى عثمان نام كه سزاول خان دست او را به سببى قطع نموده بود روزى در گواليار كمين كرده در سر راهى ضربتى
هامش
( 1 ) . در يك نسخه چنين آمده است : « به سياست » در دو نسخه ديگر : « به لاهور آمده شهر را قتل كرد و متعاقب خبر تعاقب كردگان شنيد و در همان روز از آب راوى گذشته و در نواحى موضع ميانى يحيى جلوانى كه عقب خواص خان نامزد شده بود رسيد با آنكه خواص خان زخمى داشت خود از سنگها سن بر بالاى اسب گرفت و جنگى مردانه با يحيى كرده جانب نكركوت الخ » .