پنجاب گشت و سزاول خان از مالوه در اين حركت به ايلغار آمده استمالت بسيار يافت و بعضى مهمات در ميان آورده مرخص شد و اسليم شاه روزى چند در دهلى توقف نموده و لشكر را ترتيب داده عازم لاهور گرديد . اعظم همايون و خواص خان و عيسى خان « 1 » نيازى نيز كه از كوه آمده به او ملحق شده بودند با لشكرهاى چون كوه از پنجاب به استقبال اسليم شاه آمده در ايام اوايل زمستان ظاهر قصبهء انباله جنگى عظيم پيوست و در شب روزى كه فرداى آن محاربه خواهد شد اعظم همايون از خواص خان پرسيده بود كه بعد از فتح امر جلوس بر كه قرار مىيابد ؟ او جواب داده باشد كه بر عادل خان كه پسر بزرگ شير شاه و لايق سلطنت است . نيازيان گفته باشند كه ملك به ميراث نيست و من غلب سلب قضيهء مقررى است . اين چه معنى دارد كه شمشير ما بزنيم و سلطنت به ديگران رسد ؟ خواص خان را كه هواخواهى شير شاه به جان و دل داشت اين داعيهء ايشان پسنديده نيفتاد ، بنابر آن در وقت اشتعال نايرهء قتال جنگها كرده و طرح داده از معركه به اتفاق عيسى خان نيازى به در رفت و نيازيان داد جلادت و شجاعت داده از جانب خود تقصير نكردند و نزديك بود كه فوج قلب اسليم شاه را بردارند . غايتش نمك كار خود كرد و كوشش ايشان سود نداشت . بيت :
زخم تو كز خون تو گويد سخن * چون نمكت خورد ببندد دهن
و سعيد خان برادر بزرگ اعظم همايون با جمعى از سواران مسلح و مكمل به طريقى كه كس او را نشناسد ، به بهانهء مبارك بادى درآمده خواست كه كار اسليم شاه را تمام سازد و همين مىپرسيد كه پادشاه كجاست تا تهنيت فتح بدهم ؟ فيلبانى از ميانهء فيلانى كه اسليم شاه را در آن حلقه گرفته بودند آواز سعيد خان را شناخته نيزه حوالهء او كرد و از ميانهء چندين ازدحام حلقهء فيلان كار ناتمام ساخته به سلامت به در آمد و نيازيان گريخته به جانب دهنكوت كه قريب ره « 2 » است رفتند و بقيه را كواران تاراج كردند و بعضى در نالهاى انباله غرق شدند و اسليم شاه تا رهتاس غربى تعاقب نموده و خواجه ويس سروانى را با لشكر بسيار بر سر نيازيان نامزد ساخته به جانب
هامش
( 1 ) . « عيسى خان » در يك نسخه آمده است .
( 2 ) . در متن فارسى : رده از ترجمهء انگليسى اصلاح شد ( جلد 1 ، ص 493 ) .