و او را بر تخت نشانده خود در مقام اطاعت و انقياد ايستاد و از روى دنيادارىها خصوصيت و ملايمت بسيار مىنمود و عادل خان هرچند جوانى بود نوخاسته و پر زور و از زور او حكايتها در ميان مردم مشهور است ، اما چون فراغت دوست و از خديعت اسليم شاه و طرح و طرز كار واقف بود به آن معنى رضا نداده برپا خاست و اسليم شاه را به مراسم و تعظيم مجدد اجلاس داده بيعت نموده تهنيت به پادشاهى كرد و نثار و ايثار واقع شده و اسليم شاه به موجب وعده كه رفته بود عيسى خان و خواص خان را همراه عادل خان ساخته و بيانه را به جايگير او مقرر گردانيده به آن طرف رخصت داد و بعد از دو ماه غازى محلى را كه از محرمان خاص بود براى مقيد ساختن عادل خان نامزد كرد و عادل خان اين خبر شنيده از بيانه گريخته در ميوات نزد خواص خان رفت و خواص خان ، غازى محلى را طلبيده به همان زنجير كه براى عادل خان آورده بود مقيد ساخت و تمام امرا را به خود متفق گردانيده با لشكر گران متوجه آگره شد و قطب خان و عيسى خان نيز كه از عمدهء امرا و اركان دولت بودند و قرار به اتفاق ايشان واقع شده بود ، به واسطهء نقض عهد از اسليم شاه رنجيدند و به اهتمام تمام عادل خان را به ميعادى معين وقت سحرى از شب برات معهود طلبيدند تا بيعت به او نمايند . اتفاقا عادل خان و خواص خان شب برات در سيكرى رسيده ، آن شب را در ملازمت شيخ سليم چشتى به نوافل و ادعيه احيا كردند و در رفتن به آگره توقف واقع شد و وقت مقررى گذرانيده ، چاشتگاهى بود كه به نواحى آگره رسيدند اسليم شاه مضطرب شده به قطب خان و ديگر امرا بنياد ملايمت نموده اين جماعت را رخصت رفتن پيش عادل خان داد و قصد او اين بود كه مخالفان را از خود جدا ساخته همان ساعت راه قلعهء چنار تنها پيش گيرد تا خزاين و دفاين آنجا را برداشته و سامان لشكر به هم رسانيده بار ديگر آمده به محاربه پردازد و عيسى خان حجاب او را از سستى اين تدبير و سخافت اين راى اطلاع داده از فرستادن امراى خويش نزد غنيم و توجه او به جانب چنار مانع آمد تا اسليم شاه با جمعى از مقربان خويش و دو سه هزار نفر از نوكران اعتمادى قديمى به سرعت تمام از آگره به استعداد تمام به جنگ برآمده آن اميرانى را كه فرستاده بود باز طلبيده فرستاد و گفت كه من از بدسگالى عادل خان در حق شما ايمن نيستم زود
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٢٥٩