تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
و در سنهء اثنى و خمسين و تسعمائه ( 952 ) شير شاه قلعهء كالنجر را كه از قلاع مستحكم مشهور هندوستان است محاصره كرد و به جدّ و اهتمام تمام ساباطها در اندك فرصت مهيا ساخت و هر روز در مورچلها « 1 » جنگ مىانداخت و در زمانى كه ساباط مشرف بر ديوار قلعه گشت و نقب‌ها آماده شد از هر چهار طرف حمله آورده كار بر درونيان دشوار ساختند و شير شاه از جايى كه خود ايستاده بود فرمود تا حقّه‌هاى پرداروى تفنگ اندرون قلعه مىانداختند از قضا حقّه‌يى از آن حقّه‌ها بر ديوار قلعه خورد و به زور بازگشته شكست و ريزه‌هاى آن در حقّه‌هاى ديگر افتاد و آتش در گرفت و سراپاى شير شاه بسوخت و چون يلمه شد و شيخ خليل پيرزادهء او و مولانا نظام الدين دانشمند نيز در اين سوزش با شير شاه هم‌درد بودند و شير شاه در آن حالت هر دو دست پيش و پس گرفته دويده خود را به خيمه‌يى كه در مورچل براى او برپا كرده بودند رسانيد و در آن بىشعورى هرگاه كه اندكى به حال مىآمد ، فرياد بر مردم زده ترغيب بر گرفتن قلعه مىنمود و هركس را كه به ديدن او مىآمد اشارت به جنگ مىكرد تا در غيبت او امرا مورچل را اهتمام بيشتر از حضور نموده و جان‌بازيها كرده و با اهل قلعه دست و گريبان گشته و كار به كارد و خنجر رسانيده داد تردّد و مردانگى دادند و يكى از ثقات به فقير حكايت كرد كه در آن روز حمله كه كار هر يكى از اهل مورچلها نمايان و علامات و صورت‌ها از يك ديگر ممتاز بود ، مىديديم كه سپاهى مسلح مكمل كه نه هرگز پيش از آن و نه بعد از آن در نظر آمد سر تا پا شعار سياه پوشيده ملبوس « 2 » و عمامه به همان رنگ بر سر نهاده و ما را تحريص و ترغيب بر جنگ نموده از بالاى ساباط خود را درون قلعه رسانيد و هر چند بعد از فتح نشان او جستم نيافتم و اهل مورچلهاى ديگر نيز همين‌طور نشان مىدادند كه سوارى چند به اين لباس ديديم كه پيش پيش ما مىرفتند تا به درون قلعه درآمدند و غايب شدند . بيت :
اگر نز بهر شرعستى ميان دربنددى گردون * اگر نز بهر دينستى كمر بگشايدى جوزا
و شهرت چنان يافت كه در آن جنگ مردان غيب به مدد اهل اسلام آمده بودند و شير شاه در همان قلق و اضطراب زمان زمان خبر فتح مىگرفت و هوا به غايت گرم
هامش
( 1 ) . نسخه : مورچها . ( 2 ) . نسخه : يلوبهمان رنگ .