تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
برادران در حكومت پرگنات از سلطان محمد گرفته سليمان بن حسن سور مذكور را با شادى نام غلام خود به جانب خواص‌پور فرستاد و بهكه « 1 » غلام شير خان كه پدر خواص خان مشهور بود با سليمان جنگ كرده كشته شد و باقى مردم فرار نموده به سهسرام نزد شير خان رسيدند و شير خان را چون طاقت مقاومت با محمد خان و روى ملازمت سلطان محمد نمانده بود ، آن جاى و جايگير را گذاشته به ضرورت نزد سلطان جنيد برلاس كه از جانب بابر پادشاه حكومت كره و مانك‌پور داشت رسيده ، در خدمت او قيام مىنمود و تحف و هداياى بسيار گذرانيده و فوجى آراسته از سلطان جنيد به كمك برده با محمد خان جنگ كرده پرگنهء چوند و غير آن را نيز از دست او گرفته متصرف شد و محمد خان فرار نموده پناه به قلعهء رهتاس برد و شير خان انتقام از برادران كشيده و با محمد خان در مقام عذرخواهى درآمده و او را عمّ گفته و ممنون ساخته پرگنات جايگير را به دستور سابق باز به وى گذاشته ، نظام برادر حقيقى خود را در جايگير گذاشته بار ديگر پيش سلطان جنيد رفت و سلطان جنيد چون در آن هنگام متوجه ملازمت بابر پادشاه بود او را همراه برده ، داخل ملازمان و دولت‌خواهان درگاه پادشاهى ساخت و در سفر چنديرى هم ركاب بوده از طرح و طرز مغول و بىپروايى پادشاه در وادى انتظام مهام ملكى و رشوت گرفتن ارباب دخل و بر هم زدن مهمات خلايق چنان قرار گرفت كه اگر صاحب داعيه باشد زودكارى مىتواند از پيش برد . روزى بابر پادشاه از وى در مجلس طعام ادايى ديدند كه موجب غيرت پادشاهى و سياست شير خان شده بود و حضار مجلس كيفيت خودسرى و داعيه و بعضى ترددهاى او را به عرض رسانيدند و اين معنى باعث توهم شيرخان شده و از اردوى پادشاهى فرار نموده به پرگنات رفت و از آنجا خط معذرت‌آميز نوشته به سلطان جنيد فرستاد و تخلف خود را بهانه اين كرد كه چون محمد خان از روى ستيزه كه به من داشت ، سلطان محمد را بر اين آورده بود كه به تقريب نوكرى مغول افواج بر سر پرگنات من مىبايد فرستاد و رخصت من از پادشاه گرفتن به زودى ميسر نمىشد ، بنابر آن اين گستاخى كردم و به همه حال داخل زمرهء دولت‌خواهانم و از آنجا نزد سلطان محمد رفته و به مزيد
هامش
( 1 ) . نسخه : سكه .