تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
شمس آباد را خراب كرده به جاى ديگر برد و رهولپور نام گذاشت و الحال در اين تاريخ به جاى قديم آبادان است و چون به دهلى كهنه معمورهء سلطان علاء الدين رسيد آن را نيز تخريب نموده ما بين قلعهء دين‌پناه كه محمد همايون پادشاه ساخته‌اند ، فيروز آباد شهرى طولانى آبادان كرد و دروازهء آن قلعه را از سنگ و گچ بر آورد به طول سه كروه و چون به سلطان‌پور به كوچهاى متواتر رسيد ، برادران همايون پادشاه و امراى چغتيه با يكديگر مخالفت ورزيده هركدام راهى پيش گرفتند ، چنانچه گذشت ، و شير شاه فرصت اجتماع ايشان نداده از عقب رانده آمد و در اين سال حكم عام كرد كه از ولايت بنگاله راست تا رهتاس غربى كه چهار ماهه راه است و از آگره تا مندو در هر كروهى سرايى و مسجدى و چاهى از خشت پخته آبادان ساخته مؤذنى و امامى و مسلمانى و هندويى « 1 » براى تهيهء سقايه‌هاى آب نامزده كرده لنگر طعامى براى غربا و فقراى رهگذرى مهيا مىداشتند و دو رويه راه درختان بلند سركشيده خيابانها به هم رسيد تا همه مسافران در سايهء آن مىرفته باشند و اثر آن تا اكنون كه پنجاه و دو سال از آن زمان گذشته در اكثر جاها باقى است و عدل در عهد او چنان شايع شده بود كه اگر مثلا پير زالى طبق زرين به دست گرفته هر جا كه مىخواست خواب مىكرد ، هيچ دزدى و مفسدى را ياراى برداشتن آن نبود و به حمد الله كه در زمان اين‌چنين ملكى كما قال النبى عليه السلام انا ولدت فى زمان الملك العادل ، تولد صاحب اين منتخب در هفدهم شهر ربيع الثانى در سنهء سبع و اربعين و تسعمائة ( 947 ) واقع شد و با وجود آن كاشكى نام آن ساعت و آن روز از جريدهء تاريخ سنين و شهور محو مىكردند تا در خلوت‌خانهء عدم با ساكنان عالم خيال و مثال هم‌خانه بوده قدم در كوى هستى موهوم نبايستى نهاد و چندين داغ بلاهاى گوناگون كه همه به سمت
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ
موسوم است و باقى معلوم نبايستى كشيد . نظم :
بر قد ما خلعت بس فاخره * قد خسر الدنيا و الآخره
رباعى
دى آمدم و نيامد از من كارى * امروز ز من گرم نشد بازارى
هامش
( 1 ) . نسخه : مندو .