تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
كشمير پادشاه نيز به آن طرف متوجه شوند و چون ميرزا حيدر به نوشهره كه جايى است مشهور رسيده به اتفاق بعضى كشميريان در آن ولايت درآمد و فتح نمود و به تاريخ بيست و دوم رجب سال مذكور آن ولايت را متصرف شد و خواجه كلان بيگ تا به سيالكوت رفته بود كه خبر به پادشاه رسيد كه شير خان از آب سلطان‌پور عبور نموده به سى كروهى لاهور آمد و پادشاه در غرهء ماه رجب سال مذكور از آب لاهور گذشتند و ميرزا كامران بعد از نقض سوگندهاى غليظ شديد بر همراهى پادشاه تا نواحى بهيره بنا بر مصلحتى موافقت كرد و خواجه كلان بيگ از سيالكوت ايلغار كرده به اردوى پادشاه ملحق گشت و ميرزا كامران در نواحى بهيره با ميرزا عسكرى پادشاه جدا شده به اتفاق خواجه كلان بيگ به جانب كابل و پادشاه به طرف سند متوجه شدند و ميرزا هندال و يادگار ناصر ميرزا نيز چند منزل در خدمت بوده جدا گشتند و بعد از روزى چند به نصيحت امير ابو البقا باز آمدند و در كنار درياى سند در اردوى پادشاه قحطى عظيم چنان افتاد كه يك سير غلهء جوارى گاهى به يك اشرفى هم پيدا نمىشد و اكثر لشكر از اين ممر و جمعى ديگر از بىآبى هلاك شدند تا آنكه پادشاه را با جمعى معدود گذر به جانب جيسلمير و ولايت ماروار افتاد . آنجا قضاياى غريب عجيب روى نمود و بعد از مشقت و محنت بسيار كه كار چرخ هميشه بر اين قرار بوده است خود را به عراق رسانيدند و كمك از شاه طهماسب آورده قندهار و كابل را متصرف شده و جمعيت تمام به هم رسانيده بار ديگر هندوستان را فتح نمودند و آن قضيه به جاى خود مذكور خواهد شد ، ان شاء الله تعالى .

[ [ طبقه نهم : سوريان ] ]

شير خان بن حسن سور

كه نام او فريد و خطاب شير خان بود ، بر تخت پادشاهى نشست و خود را مخاطب به اين خطاب ساخت و « خرابى ملك دلى » تاريخ آن سال شد . او چون به مساعدت زمانه و تدبير و شجاعت ازبككى به درجهء سلطنت رسيد ، مجملى از احوال او نوشتن ضرورى بود . پدر حسن سور ابراهيم نامى كه در زمان سلطان بهلول
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 245 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى