تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نزد پادشاه فرستاده در مقام صلح شده التماس نمود كه غير از بنگاله همه ولايت را به بندگان پادشاهى مىگذارم و خطبه و سكه به نام پادشاه درست مىسازم و بر اين معنى سوگند كلام ربانى در ميان آورد و خاطر پادشاه از جانب او جمع گشت و پل بستن فرمودند و شير خان خود در مقام فريب و مكر بود . نظم :
شتر ز حجرهء مكر جهان جهان كه ز مكر * سخن به حجره ز صلح است و بر شتر جوشن گريزم از شتران سپهر و حجرهء خاك * كه حجره راست شترهاى مست پيرامن
و صباح روز ديگر غافل بر سر لشكر پادشاهى آمده و افواج پادشاه را فرصت ترتيب صفها نشد و اندك جنگى كرده شكست بر اين جانب افتاد و افغانان پيشتر بر سر پل رسيده آن را شكستند و توپچيان و تيراندازان بر كشتىها نشسته لشكر را زير تيرباران گرفتند و غريق بحر فنا ساختند و محمد زمان ميرزا رخت در سيلاب طوفان مرگ كشيد و پادشاه اسب در آب زدند و بيم غرق شدن داشت ، بلكه هيچ نمانده بود كه سقايى آمد و دستيارى نموده ايشان را از آن ورطهء جانكاه برآورد تا متوجه آگره شدند و شير خان در آن حالت اين بيت گفته ، بيت :
فريد حسن را تو شاهى دهى * سپاه همايون به ماهى دهى
اگرچه اين بيت ثانى استاد دارد ، « 1 » بيت :
يكى را برآرى و شاهى دهى * سپاه همايون به ماهى دهى
و اين واقعه در سنهء ست و اربعين و تسعمائة ( 946 ) روى داد و اين مصراع تاريخ يافتند ، مصرع :
سلامت بود پادشاه كسى
و شير خان بعد از فتح بازگشته به بنگاله رفت و به دفعات به شكل مختلف جنگ كرد و جهانگير قلى بيگ را با جمعيت او علف تيغ ساخت و در آن ديار خطبه خوانده خود را شير شاه خطاب كرد و سال ديگر با جمعيت تمام و لشكر انبوه به قصد تسخير آگره عازم گشت . كامران ميرزا قبل از واقعهء جوسه بعد از استماع غلبهء شير خان و مخالفت ميرزا هندال با پادشاه از قندهار به لاهور مراجعت نموده و از آنجا در سنهء ست و اربعين و تسعمائة ( 946 ) به آگره رسيده بود و ميرزا هندال خود
هامش
( 1 ) . چنين است در نسخه‌ها ، اما صحيح آنكه : اگرچه مصرع ثانى اين بيت استاد دارد .